آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٧ - مطلب سيزدهم
٦ ـ ( وَ اَعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأْتِيْكَ الْيَقِينُ) (حجر، آيه ٩٩)
« واو را تا لحظه اى كه يقين به تو بيايد، پرستش كن».
ملاحظه مجموع آيات حاكى است كه هدف بيان نعمت هاى خدا است نسبت به پيامبر و درنتيجه درخواست ستايش و سپاس از پيامبر، نسبت به نعمت ها است.
گواه بر اين كه: آيات در مقام امتنان است نه تسليت همان آيه دوم است يعنى آيه:
( اِنّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِيْنَ):« ما ترا از استهزاء گران كفايت مى كنيم».
آنگاه آيه هاى سوم و چهارم به صورت جمله معترضه براى معرفى اين گروه استهزاء گر است و ارد شده است و پس از معرفى آنان، آيه هاى پنجم و ششم خواستار شكر و سپاس از پيامبر نسبت به نعمتى است كه خدا به او ارزانى داشته است و آن اينكه اورا از شر دشمنان حفظ و صيانت كرده است و ياد آور شده است كه بايد اورا به خاطر نعمت صيانت، تا لحظه مرگ پرستش كند.
خلاصه: با توجه به آيه (اِنّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئيْنَ) .
وبا توجه به « فاء» در آيه ( فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ).
وبا توجه به اينكه آيه « واعْبُدْ» عطف به جمله « فسبح» است.
به روشنى مى توان گفت كه آيه درمقام بيام طلب شكر گزارى است نه اظهار تسليت.
ودر حقيقت مجموع سه آيه:
( اِنّا كَفَيْناكََ الْمُسْتَهْزئِيْنَ) [١].
( فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السّاجِدِينَ).
( وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأْتِيْكَ الْيَقِينُ).
[١] البته آيه هاى « الذين يجعلون» و« لقد نعلم» به عنوان جمله معترضه كه بيانگر وصف استهزاء كنندگان و نتيجه آن در صدر رسول گرامى است، وارد شده اند.