آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤ - مطلب سيزدهم
لحظه اى كه مرگ سراغ يكى از شما بيايد».
علاوه بر اين سيوطى در تفسير« الدُّرُّ المنثور» از بخارى نقل مى كند كه پيامبر بر سرجنازه « عثمان بن مظعون» حاضر شد و فرمود: « اما هو فقد جاءه اليقين انى لارجوا له الخير» يقين او فرارسيده و من براى او خير را اميدوارم [١] با اين تفسير، برداشت غلطى كه برخى از آيه مى كنند، خود به خود منتفى مى گردد.
توضيح اين كه : برخى از افراد سطحى، پس از طى مراحلى از سير و سلوك (البته به عقيده خودشان) نماز و روزه را ترك مى گويند و مدعى مى شوند كه ديگر به حكم ظاهر آيه مورد بحث، عبادت براى آنها ضرورتى ندارد، زيرا به مقام يقين رسيده اندو ظواهر شرع براى آنها است كه هنوز به چنين مقامى نرسيده اند.
در پاسخ گفتار بى اساس و ادعاى غير شرعى اين گروه دانشمندان مى گويند كه مقصود از « يقين» در آيه شريفه كه عبادت به حصول آن، محدود گرديده است. همان مرگ است و در حقيقت اين سخن پاسخى است به اين گروه منحرف كه عبادات شرعيه را به خاطر ادعاى وصول به مقام يقين، ترك مى گويند.
نويسنده تفسير مدعى است كه مقصود از « يقين» در آيه مورد بحث همان پيروزى پيامبر بركافران است و برردّ نظريه مشهور با دو دليل استدلال مى كند:
١ ـ معنى حقيقى يقين مرگ نيست، و استعمال آن در اين معنى « مجاز» است و آن هم قرينه مى خواهد.
پاسخ : « يقين» در همان معنى خود استعمال شده است، ولى چون ظرف حصول يقين همان دم مرگ است لذا از آن به مرگ تعبير آورده شده است و در واقع، يقين يك حالت جزمى است، و ظرف حصول آن، همان هنگامى است كه انسان چشم از دنيا بپوشد.
نويسنده تفسير مفهوم كلى يقين را با مصداق و يا ظرف حصول آن خلط كرده و دچار اشتباه شده است [٢].
[١] الدرالمنثور، ج٤، ص ١٠٩.
[٢] و اين خلط مايه اشتباهات غريبى شده كه اجمالاً در تفسير« خليفه» به آن اشاره كرديم.