نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٤ - ٤ قرائت هاى مختلف، تيشه به ريشه دين
آنان خود را عالِم به قرآن مىدانند و آن را به رأى و ديدگاه خويش تفسير مىكنند و مىگويند: قرائت ما از قرآن اين است نه آنچه تو مىگويى!! اگر آن حضرت براى ايشان از قرآن استدلال كند در پاسخ مىگويند: اين قرائت شما است و قرائت ما غير از اين است! بسيارى از مردم قرآن را تأويل كرده و قرائت جديدى براى آن عرضه مىكنند. آنان به اين امر اكتفا نمىكنند، بلكه با امام زمان(عليه السلام)به بحث و مجادله مىپردازند و مىگويند: سخن تو و قرائت تو درست نيست، بلكه تنها قرائت ما صحيح است! ممكن است امام زمان(عليه السلام) براى ايشان هزار دليل اقامه كند و طبق ضوابط، ملاكها و قواعد لغت و عرف، معانى الفاظ قرآن را به آنان گوشزد نمايد؛ اما آنان در مقابل خواهند گفت: تو مىگويى قرآن ما را به نماز، روزه، حج، جهاد، اجراى احكام جزايى، قطع دست دزد و مجازات محارب امر كرده است؟ اينها قرائت تو از قرآن است امّا قرائت ما اين است كه خدا بشر را آفريد و كار انسان را به خودش واگذاشت و به او گفت: تمدن و فرهنگ تو را قبول دارم، هر تمدنى مىخواهى ايجاد كن و هر فرهنگى مىخواهى بپذير! امام زمان(عليه السلام) با اينان چگونه استدلال كند؟! هرگاه به آيهاى استدلال و استناد جويد در پاسخ خواهند گفت: اين قرائت شما است و قرائت ما غير از اين است! بنابراين، راه بحث و استدلال مسدود مىگردد. اين خون دلى است كه امام زمان(عليه السلام) از دست عالِم نماهاى زمان خويش خواهد خورد، و اين مصيبت از خون دلى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)از مشركان زمان خويش خورد بالاتر است.