اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
واضح است كه ماده نمىتواند بى نياز از علت باشد، زيرا سراسر طبيعت و ماده، پر از ويژگىهاى پديده بودن مانند: حركت، تغيير، تجزيه، تركيب و محدوديت است. از كوچكترين اتمها تا بزرگترين كرات آسمانى و كهكشانهاى پهناور، همگى از نظر زمان و مكان محدود و وجودشان وابسته به شرايط بىشمارى است كه در وجود آنها مؤثر است. هيچ پديدهاى از پديدههاى جهان نمىتواند به طور مستقل و بدون نياز به امور ديگر بر سر پاى خود بايستد. پس بايد در پديد آورنده، نشانههاى پديده نباشد زيرا در غير اين صورت، موجودات وجود پيدا نخواهند كرد. پس آفريدگار جهان پديده نيست و سؤال از علتِ او بىمعناست.
قرآن كريم، انسانها را به خدا و آفريدگار جهان رهنمون شده و مىفرمايد:
«انَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ اْلَارْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَاياتٍ لِاولِى الْالْباب» «١»
بدرستى كه در آفرينش آسمانها و زمين و پى در پى آمدن شب و روز، نشانههايى براى خردمندان است (كه آنان را به سوى خدا راهنمايى مىكند).
حضرت على عليه السلام درباره نياز پديده به پديدآورنده مىفرمايد:
«هَلْ يَكُونُ بَناءٌ مِنْ غَيْرِبْانٍ» «٢»
آيا هيچ ساختمانى بدون سازنده مىباشد؟