تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢١
حكيمه مىگويد: من آن حضرت را گرفته در دامن گذاشتم و آن پردهاى كه بدن مباركش را پوشانده بود از خورشيد جمالش برگرفتم و لباس بر او پوشاندم. حضرت رضا (ع) وارد شد و فرزند را از من گرفت، در گهواره گذاشت و به من فرمود كه در كنار گاهواره او باشم. «١» امام هشتم (ع) طبق سنت حضرت رسول (ص) و پدرانش عليهم السلام امام جواد (ع) را تحنيك «٢» كرد و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت. «٣» آن حضرت آن شب را تا به صبح در كنار گهواره فرزندش بود و با او نجوا مىكرد و اسرار الهى و علوم غيبى را به او تعليم مىداد. «٤» مولود مبارك حضرت رضا (ع) در همان شب ولادت، شيعيان را از تولد فرزند خود آگاه كرد و فرمود:
حق تعالى به من پسرى عنايت كرد كه چون موسى بن عمران شكافنده درياهاست و نظير عيسى بن مريم (ع) است كه حق تعالى مادر او را مقدس و مطهر گردانيد و طاهر و مطهر آفريده شده بود.» با شنيدن اين خبر دل شيعيان شاد، چشم آنان روشن و نگرانى ايشان برطرف شد و خدا را بر اين نعمت سپاس گفتند.
با ولادت آن گرامى، دشمنان و بدخواهان بويژه واقفيّه مأيوس و ناكام شده از موضع خود عقب نشستند و دوستان و شيعيان شادمان شدند و شك و ترديد آنان به يقين و استوارى ايمان تبديل گشت. و شايد به همين دليل پدر بزرگوارش فرموده است:
«اين مولود، مولودى است كه در اسلام، پربركتتر از او براى شيعيان ما زاده نشده است!» «٦»