تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠
امام هشتم (ع) در پاسخ نوشت: «او در فلان روز، از فلان ماه، باردار شده است، هنگامى كه فرزندش متولد شد، هفت روز همراه و همدم او باش». «١» حكيمه رويدادهاى شب ولادت آن حضرت را چنين تعريف مىكند:
وقتى زمان ولادت نزديك شد، برادرم مرا خواست و فرمود:
اى حكيمه امشب فرزند مبارك «خيزران» متولد مىشود بايد در وقت ولادت او حاضر باشى، چون شب شد دستور داد همراه قابله، وارد اتاق «خيزران» شوم. آن حضرت چراغى نزد ما افروخت و در را بر روى ما بست. چون وى را درد زايمان گرفت و او را بر بالاى تشت نشانديم، چراغ خاموش شد. از اين رو مضطرب و ناراحت شديم. ناگهان مشاهده كرديم نور الهى تمام خانه را روشن كرد و حضرت ابوجعفر، امام جواد (ع) در تشت قرار گرفت در حالى كه بر اندام مباركش پوشش نازكى چون لباس قرار داشت كه نورى از آن ساطع بود بگونهاى كه از چراغ بىنياز شديم. «٢» امام صادق (ع) درباره نداى آسمانى و پاسخ امامان عليهم السلام پس از ولادت مىگويد:
زمانى كه امامى به دنيا مىآيد چشمانش به آسمان دوخته مىشود، چرا كه منادى حق او را از عاليترين مكان عرش ندا مىدهد: اى فلان ابن فلان (محمد بن على)، تو را از ميان بندگانم برگزيدم و خالص گردانيدم. جايگاه اسرار را به تو آموختم. گنجينه علم را به تو بخشيدم و تو را امين وحى و خليفه خود در زمين قرار دادم. براى تو و آن كه تو را دوست داشته باشد و ولايت تو را بپذيرد، رحمت خود را واجب مىگردانم و بر او بهشتهايم را عطا و جوار خويش را حلال مىكنم. سوگند به عزّت و جلالم، هر كس با تو دشمنى كند، وى را به شديدترين عذابم گرفتار مىكنم، هرچند كه در دنيا از روزى فراوان برخوردارش كرده باشم.
پس از آن كه صداى منادى قطع شود، او در پاسخ، آيه ذيل را تلاوت مىكند:
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إلهَ الَّا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَ أُولُوالْعِلْمِ قَآئِماً بِالْقِسْطِ لا الَهَ الّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكيمُ» «٣»