زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٢٢
سعادت را برگزينند. در اين گزينش آنان را مجبور نساخته و تكاملشان را در پرتو انتخاب آزادانه مقرر داشته است. در جهان بينى اسلام، انسان مخاطب قرار گرفته و لياقت دارد تا مقام قرب الهى سير كند و به درجات والاى كمال برسد. او داراى قدرت تعقل و تشخيص است و مىتواند بر هواهاى نفسانى خود غالب شود و سعادت هر دو جهان را كسب نمايد. بنابراين در مسائل فردى و اجتماعى بايد به موضوع كرامت ذاتى انسان توجه داشت و انسانها بايد مورد تكريم قرار گيرند و نبايد توسط حاكمان، به استضعاف كشيده شده و يا به گونهاى تمسخرآميز به آنها نگاه شود. بايد مسئوليتها براساس شايستگيهاى افراد به آنها سپرده شود و از هر گونه حركتى كه شخصيت انسانها را خرد كند و يا آنان را خوار سازد به شدت پرهيز كرد. بدين جهت در حكومت اسلامى، حتى با متهمان نيز بايد بر اساس ضوابط اسلامى برخورد شود و از توهين و بدرفتارى با آنان جلوگيرى به عمل آيد. مجازات مجرمان نيز بايد در راستاى اصلاح آنان و نه انتقامگيرى و يا حذف آنان از صحنه اجتماع صورت گيرد و همواره بايد توجه داشت كه هدف از حكومت اسلامى، آماده كردن شرايط و مقدمات براى هدايت بيشتر افراد به سوى حق و حقيقت است و بدين روى توبيخها، سرزنشها و حتى مجازاتها نيز بايد در همين مسير انجام پذيرد.
نقش مردم در نظام سياسى اسلام مردم در نظام اسلامى از اركان اساسى حكومت اند و برخلاف نظامهاى استبدادى از منابع اصلى قدرت سياسى محسوب مىشوند و سهمى مهم در اين ميدان بر عهده دارند.
نقش و وظيفه مردم و از جمله زنان در نظام اسلامى در ابعاد گوناگون شايان بررسى است كه مىتوان اين ابعاد را ذيل دو عنوان كلى پذيرش حاكميت نظام اسلامى و مشاركت عملى در حاكميت نظام اسلامى شرح داد.
١. پذيرش حاكميت نظام اسلامى هر مسلمان با ميل و رغبت خود مكتب اسلام و دعوت پيامبر اكرم (ص) را پذيرفته و در حقيقت خود را تسليم احكام الهى دانسته است. به طور حتم چنين شخصى ولايت خداوند و رسولش و مؤمنانى را كه خداوند تعيين نموده است، برگزيده و تسليم اوامر آنها خواهد بود. همچنين خود