سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧
اعزام كرد. بشير در اين عمليات شكست خورد و رسول خدا (ص) بعد از آگاهى از عدم موفقيت او، زبير بن عوام را آماده نبرد نمود و مشغول پرچم بستن براى او بود كه غالب بن عبداللَّه پيروزمند و سربلند از سريه «١» بازگشت. با آمدن غالب پيامبر از فرستادن زبير منصرف شد و خطاب به زبير فرمود: بنشين! سپس فرماندهى گروه آماده رزم سريه را كه تعدادشان دويست نفر بود به غالب سپرد و او با اين نيروها به سوى فدك كه همانا محل شهادت ياران بشير بود، حركت كرد.
وقتى غالب به نزديك محل يادشده (فدك) رسيد، گروه گشتى- اطلاعاتى خود را كه متشكل از يازده نفر بود و «عُلْبَه بن زيد» سرپرستى آن را به عهده داشت به سوى دشمن فرستاد، تا از محل استقرار و تعداد افراد دشمن، آگاه شود. عُلبه پس از شناسايى، نزد فرمانده سريه آمد و اطلاعات به دست آمده را با وى در ميان گذاشت.
سپس غالب بن عبداللَّه دستور حركت را صادر كرد و همگى به سوى دشمن به راه افتادند و شبانگاه تا جايى كه نيروهاى دشمن در ديد رزمندگان باشد، پيش رفتند.
«بنى مُرَّه» شتران خود را آب داده، آنها را كنار آب بسته و خود در حال استراحت بودند.
رزمندگان سريه همانجا توقّف نمودند و غالب بن عبداللَّه سخنان شورانگيز خود را با سپاس و ستايش خداوند بىهمتا و سفارش به پرهيزكارى شروع كرد. او ضمن درخواست اطاعت بيش از پيش رزمندگان از دستور فرماندهى، آنان را به دوستى و محبت بيشتر با يكديگر فرا خواند. سپس افراد سريه را دو نفر دو نفر مأمور ساخت و گفت: هيچ كس نبايد از دوست خود جدا شود، مواظب باشيد اين طور نباشد كه كسى نزد من بازگردد و اگر از او بپرسم دوست و همرزمت كجاست؟
بگويد نمىدانم، و چون من تكبير گفتم، شما نيز تكبير گوييد (و حمله را آغاز كنيد).