سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
مروان «١» بيعت كنند و زمامدارىاش را بپذيرند. توّابين به شرطى پيشنهاد صلح را پذيرفتند كه شاميان عبدالملك را از خلافت بركنار و عبيدالله بن زياد را به آنها تسليم كنند تابه انتقام خون امام حسين (ع) او را بكشند و آنها نيز در برابر اين كار، هواخواهان ابن زبير (فرماندار، مسؤولان حكومتى و ديگر درباريان كوفه و بقيّه شهرهاى عراق) را از عراق اخراج و حكومت را به خاندان پيامبر واگذار كنند. «٢» پيشنهاد سازش و چشم پوشى از جنگ به شكست انجاميد و پيكار آغاز شد.
سواران شجاع توّابين از سه جناح به دشمن يورش بردند. سليمان در جبهه ميانى، فرماندهى كل نيروها را بر عهده داشت. شكست سنگينى در ابتداى نبرد به دشمن وارد ساختند و آنان را تا قرارگاهشان به عقب راندند. «٣» مهمترين تاكتيك سليمان در نبرد اين بود كه جنگجويان را به دستههاى كوچك تقسيم كند. وظيفه دستهها اين بود كه با يورشى برق آسا، همانند هجوم چريكى بر طلايهداران لشگرهاى شام بتازند. «٤» اين روش نظامى چند هدف عمده را در بر داشت:
١. كم شدن تلفات نيروهاى خودى ٢. ايجاد شكاف در صفهاى به هم پيوسته و طولانى لشگر دشمن ٣. ايجاد ترس و وحشت در دشمن