علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٨
ابتدا بايد اين نکته مورد توجه قرار گيرد که اين روايت در منابع حديثي متقدم شيعه ذکر نشده است. براي نمونه، نميشود خورشيد ميان امام علي٧ و ساير اصحاب به حکميت بپردازد و قريش و حضار شاهد چنين رويداد بزرگي باشند، اما گزارشي از آن در هيچ منبع معتبري وجود نداشته باشد. نکته ديگر درباره برخي از مضامين اين روايت است. آيا خورشيد ميتواند سطل جابهجا کند؟ اگر خورشيد سوزان به زمين بيايد و سطح آب براي وضو به حضرت تعارف کند، پس چه چيزي در آسمان باقي ميماند و نور افشاني ميکند؟ نکته ديگري که نميتوان به سادگي از کنار آن گذشت، اين است که امام و جانشين رسول خدا٦ بر روي زمين، از خورشيد ميپرسد که آيا از او خطايي سر زده است؟ کساني که آشنايي محدودي با لسان ائمه اطهار: به ويژه اميرالمؤمنين دارند، ميدانند که هرگز ايشان در ارتباط با هيچ مخلوقي ولو خورشيد، چنين سخني به زبان نميآورند.
جدا از نقل حکايتهاي خارق العاده از رابطه امام علي٧ و خورشيد، نکته خارق العاده ديگر روايت نقل کردن امام باقر٧ از جابر بن عبدالله انصاري است. ائمه اطهار: خود مرجع پاسخگويي هستند و نيازي ندارند از غيرمعصوم خبري نقل کنند. در مواردي نيز که ايشان ميخواهند حوادث زماني را که هنوز متولد نشده بودند، گزارش کنند، هميشه از خبر را مستند به پدرانشان ميکردند و گزارش يک معصوم٧ حتي از صحابي پيامبر٦ بسيار نادر است.
البته اين احتمال وجود دارد که چون ماجراي
بازگرداندن خورشيد در زمان رسول خدا٦ وجود داشته،[٥٨] به
طوري که ميان مسلمانان يک واقعه پذيرفته شده است،[٥٩]
روايتي جعل شده که به اتفاق حقيقي بال و پر دهد؛ به
ويژه اينکه مشابه اين رويداد
در بابل براي حضرت گزارش شده است[٦٠] که
اين احتمال را تقويت ميکند که چون
ميان امام٧
و خورشيد تعاملي برقرار بوده، برخي از غاليان دامنه
اين تعامل را فراتر از چيزي که در واقع وجود داشته، تصوير
کردهاند. به همين دليل، بسيار بعيد است
وقايعي که در اين گزارش ذکر شده، به غير از بازگرداندن
خورشيد که در منابع ديگري نيز بدان اشاره شده، به وقوع
پيوسته باشد و به احتمال زياد اين حکايت، نمونه ديگري
از تراوشات يک
[٥٨]. الکافي، ج٤، ص٥٦٢.
[٥٩]. لوامع صاحبقرانى، ج٣، ص٥٩.
[٦٠]. روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج١، ص١٢٩.