علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٥
حضرت به ماجراي مرگ عبدالملک بنمروان اشاره کرد که هنگام مرگ به وزغ تبديل شد و از دست خاندان خود فرار کرد. بنياميه نيز براي آبروداري يکتنه درخت را تراشيدند، لباس و زره به تن آن کردند و آن را دفن نمودند. ايشان در انتها بيان داشت که غير از من و فرزندانش، هيچ کس از اين ماجرا باخبر نشد.[٥١]
متأسفانه اينگونه روايتها باعث بدنامي شيعه است و به تقويت ديدگاه خرافي بودن اعتقادات اين مذهب اسلامي ميانجامد. همچنين با خيانتي که خاندان مروان در حق جامعه مسلمانان مرتکب شدند، انتظار ميرفت عذابي دردناکتر در انتظار اين خيانتکاران به خدا و دين او باشد تا اينکه صرفاً به يک خزنده مسخ شوند و از خود چنان اختياري داشته باشند که بخواهند از شخصيت بزرگي چون امام علي٧ بدگويي کنند. البته اين بدين معنا نيست که اين روايات بيترديد و بيچون و چرا موضوعه هستند، ولي بايد توجه داشت چنين روايتهايي بايد به تأييد معصوم٧ برسد و تا زماني که يقين به صدور آن حاصل نشده است، بايد از نقل و تکرار آن خودداري کرد.
٣. در برخي از کتب حديثي، گزارش شده است که پس از شهادت امام حسين٧، لشکر ابنزياد تصميم گرفت بر بدن مبارک ايشان اسب بتازاند. فضه _ که نام يکي از کنيزان حضرت زهرا٣ بود _ براي زينب کبري٣ داستاني از مواجهه يکي از بندگاني رسول گرامي اسلام٦ به نام سفينه که از طرف ايشان آزاد شده بود با شيري در يک جزيره نقل ميکند که شير به سبب آنکه سفينه آزاد کرده حضرت بود، از صدمه زدن به او خودداري نمود. فضه ادامه ميدهد که آن شير در همين نزديکي است و از حضرت زينب٣ اجازه ميگيرد او را از تصميمي که سپاه دشمن گرفته است آگاه سازد. فضه به نزد شير ميرود و به او ميگويد: آيا مىدانى فردا مىخواهند با امام حسين٧ چه كار كنند؟ آنها مىخواهند اسب بر پشتش بتازند. پس از آن نقل شده است که شير وارد ميدان کارزار ميشود و دو دست خود را روي پيکر امام حسين٧ ميگذارد. زماني که لشکر دشمن چنين چيزي را مشاهده ميکند، عمر بن سعد از تصميم خود منصرف ميشود و با اين بيان که اين فتنهاي است که نبايد برانگيخته شود، دستور عقبنشيني ميدهد.[٥٢]
برخي از علما تلاش کردهاند صحت اين روايت را به نوعي اثبات کنند. براي نمونه علامه
[٥١]. الکافي، ج٨، ص٢٣٢.
[٥٢]. همان، ج١، ص٤٦٥-٤٦٦.