روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٥٦ - روزشمار جنگ دوشنبه / ٥ خرداد ١٣٦٥ / ١٦ رمضان ١٤٠٦ / ٢٦ مه ١٩٨٦
این فرمانده در ادامه با اشاره به اینکه اجرای عملیاتهای بزرگ در حد فاو امکانات و بودجه کافی میخواهد و به تنهایی در توان سپاه نیست، افزود: «مسلم [است] که سپاه نمیتواند به تنهایی راهبر جنگ باشد، لذا برای این کار آقای هاشمی رفسنجانی که فرمانده جنگ است دستور داد تا یک ستاد اجرایی خاتم تشکیل شود. ستادی که مسئولیت دارد برای کل کشور درارتباطبا جنگ برنامه ریزی انجام دهد و برای چگونگی مشارکت دستگاههای اجرایی در جنگ اعم از نیرو، خدمات و امکانات برنامه ریزی کند. این ستاد هماکنون در شرف تشکیل است.»
وی سپس با طرح این سؤال که چرا این مسئولیت و نقش را به سپاه سپردهاند، اظهار داشت: «برای اینکه عمده کارهایی که میخواهد در جنگ صورت بگیرد درارتباطبا نیروی مردمی است. یعنی سازمان رزم؛ سازمانی که سازمانش کلاسیک نیست. ازاینرو مسئولین با دو مسئله مواجه بودند، یا بایستی کشور را دراختیار سپاه میگذاشتند و سپاه می آمد برای همه، برای مجلس، دولت و... برنامه ریزی میکرد که خب این شدنی نبود یا بایستی سپاه بیاید به مسئولین کمک کند و چگونه و به چه میزان آنها اختیارات و توان خود را دراختیار سپاه قرار دهند. راه حل دوم انتخاب شد. بدین ترتیب سپاه در یک شأن و مسئولیت جدید قرار گرفت.»
این فرمانده با اشاره به نقشپذیری جدید در عرصه راهبری جنگ، خطاب به فرماندهان و مسئولان تصریح کرد: «ما باید اولین کاری که در این جلسه (گردهمایی) میکنیم این باشد که چه مسائلی را سپاه اجرا کند و چه اجرائیاتی را باید به عهده ارگانهای دیگر واگذارد. به عنوان نمونه ما تمام آموزشهای عمومی نظامی را میتوانیم واگذار کنیم. کمااینکه این موضوع را با چهار تن از وزرا شامل وزیر کار، علوم، کشور و آموزش و پرورش طرح کردیم و گفتیم که ما میخواهیم در کشور توسعه رزمی پیدا کنیم و احتیاج به کمک شما داریم. خب، نظرات مختلف و خوبی دارند. وزیر آموزش و پرورش مدعی بود که ما ازطریق معلمین میتوانیم در کار گزینش و جذب نیرو کمک کنیم. وزیر دیگر گفت ما حاضریم ٢٥ درصد کارمندانمان را برای حضور در جبهه نوبه ای کنیم. خب اینها اگر بخواهند این کار را بکنند، بسیار خوب است. چون همین الآن سپاه برای اینکه پاسدارهای خودش را نوبه ای کند توان ندارد. یعنی توان اجرایی ندارد. مرحله بعد رفتیم شرق تهران، روحانیت مبارز و شورای اصناف آنها را پیدا کردیم و برایشان حرف زدیم. ما به این نتیجه رسیدهایم که در سطح خارج از سپاه هم آدمهای مدیر و قوی هستند و این وظیفه ماست که طرح و برنامهای ارائه دهیم که گرد آن، تمام مدیریت انقلاب در خدمت جنگ به کار گرفته شود. از الآن که مسئولین میخواهند به سپاه اهمیت دهند و دیگران (نهاد و ارگانهای دولتی) را دستشان را در دست ستاد خاتم بگذارند، نباید صنفی برخورد کنیم. ما نمیتوانیم جنگ مردمی کنیم، اما برنامه ریزیهایمان یک برنامه اداری خشک باشد. برنامه ریزی باید متناسب با جنگ مردمی باشد، متناسب با استراتژیمان باشد.»
این فرمانده با انتقاد از نگرش برخی مسئولان مبنیبراینکه اگر سپاه بیرویه توسعه سازمان رزم دهد، کیفیتش پایین می آید، اضافه کرد: «مگر ما با کدام نیرو عملیات والفجر٩ را انجام دادیم، آیا کیفیت آنها، کیفیت بالایی بود. ما با همان تیپهای پدافندی و گردانهای جندالله و تیپهایی که در کردستان بودند عملیات کردیم، اما چرا موفق شدیم برای اینکه دشمن در دو نقطه (فاو و جای دیگر) نمیتواند با ما بجنگد. دشمن تا قبل از فاو فهمیده بود که ما در یک نقطه میجنگیم و او در عرض ٢٠ کیلومتر می آمد هرچه توپخانه داشت متمرکز میکرد. بدین ترتیب بچههای خوب مردم که خودجوش به جبهه می آمدند در بیست کیلومتر در معرض آسیب قرار میگرفتند. حالا اگر ما توسعه سازمان دهیم و در دو یا چند نقطه بجنگیم دراینصورت دشمن با ٢٥٠٠ قبضه توپ در بیست کیلومتر آتش بریزد اثرش بیشتر است یا در سیصد کیلومتر؟» این فرمانده در ادامه با اشاره به اینکه اگر در والفجر٩ توسعه سازمان داشتیم به همه دستاوردها و اهداف عملیات دسترسی پیدا میکردیم، افزود: «ما در آنجا سه گروهان از برادران ارتش داشتیم. برادران قسم میخوردند که اگر همین نیروها در والفجر٩ عمل کرده بودند ما خط را راحت می توانستیم حفظ کنیم. تا سه هفته، دشمن اصلاً جلوی منطقه والفجر٩ تکان نخورد. اصلاً جان نداشت. شهر سلیمانیه (عراق) باز بود. اگر دو تا لشکر [اضافه داشتیم] می توانستیم به سلیمانیه برسیم بچهها تا ١٤، ١٥ روز میگفتند دو تا لشکر بفرستید.»