روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٠٤ - روزشمار جنگ دوشنبه / ١٥ اردیبهشت ١٣٦٥ / ٢٥ شعبان ١٤٠٦ /٥ مه ١٩٨٦
پیلاتوس به عربستان فروخته شد. گفتنی است که سابقه این معامله مربوط به سال گذشته است.
وزیر دفاع انگلیس پس از مذاکره با همتای سعودی خود، برای مشاهده یک مانور هوایی با شرکت ٦ خلبان هواپیمای تورنادو که در انگلستان آموزش دیدهاند، حاضر خواهد شد. این هواپیما محصول مشترک انگلیس، آلمان و ایتالیا است.
آسوشتیدپرس به نقل از منابع صنعت فضایی امریکا افزود: «عربستان قصد داشت هواپیماهای جنگی اف١٥ از امریکا خریداری کند، ولی کنگره امریکا با آن مخالفت کرد.»[١]
ضمیمه گزارش١٣٨: اظهارات یکی از افراد تسلیمشده گروه رزگاری درباره دلایل تسلیمشدن خود، وضع پناهندگان ایرانی در اردوگاه عراق و چگونگی سقوط جبهه شاخ شمیران
یکی از افراد گروه رزگاری که تسلیم رزمندگان شده است در اظهاراتی دلیل همکاری خود را با این گروه چنین بیان کرد: «وقتی انقلاب شد ما و مردم منطقه جوانرود و قصرشیرین به عراق رفتیم. در آنجا کاری نداشتیم و در اردوگاه اربت زندگی میکردیم و ممر معاش ما مستمری بود که هر ماه مبلغ ٧٥ دینار به پناهندهها میدادند تا اینکه به ما گفتند باید بروید جکدار تفنگچی بشوید و من از آنجا که در رزگاری فامیل داشتیم به این گروه پیوستم. از آن به بعد ماهانه ٨٥ دینار به من میدادند و مدت یک سال است که با اینها همکاری میکنم. در این مدت علاوه بر پستدادن در مقرها، دو بار به منطقه شیخصله رفتم و اینبار هم به اورامان آمدم که خودم را تسلیم کردم.»
وی درباره علت تسلیمشدنش گفت: «هرچه فکر کردم دیدم اگر صد سال هم در عراق باشم برایم فایده ندارد چون ایران وطن من است. از ده روز پیش که در اردوگاه بودم تصمیم گرفتم بیایم. ضمناً ایران هم تبلیغات میکرد و همه میگفتند که جمهوری اسلامی آغوشش باز است و هرچه هم که باشی میبخشد. بنابراین از مقرمان در هانیگرمله نمی توانستم فرار کنم، ماندم تا اینکه به من گفتند باید مأموریت گشتی به داخل ایران بروید من هم آمدم. وقتی به نزدیکی روستای درکی رسیدیم ساعت ٨ شب بعد بود که در میان تختهسنگی پنهان شدم تا آنها رفتند و در همان کوه ماندم تا شب که حرکت کردم، میخواستم بروم و خود را به پایگاه هستون معرفی کنم که در ساعت ٥ صبح، دیدم پایگاهی هست و خود را معرفی کردم.»
وی درمورد وضع پناهندگان ایرانی چنین توضیح داد: «اردوگاه پناهندگان ایرانی در جاده اربت و نزدیک روستای اربت می باشد، در آنجا دکتر و به داری هست، اما فروشگاه نیست و باید از شهر خرید کنیم، البته برای خارجشدن از اردوگاه باید مجوز بگیریم. از همه گروهها در این اردوگاه هستند و در آنجا رفتوآمد میکنند. خبر در این اردوگاه بسیار سریع پخش می شود.»
از وی درباره علت سقوط جبهه شاخشمیران پرسیده شد که پاسخ داد: «عراقی ها به رشید صالح گفته بودند که باید شاخشمیران را بگیری و او قبول نکرده بود و اعدامش کردند و بعد چهار نفر قلخانی با نیروهای عراقی تماس گرفته و گفتند بیایید و ما شاخ را خالی میکنیم و آنها هم رفتند و آنجا را گرفتند وگرنه شاخ اصلاً سقوط نمیکرد.»[٢]
[١] ٧٥. روزنامه کیهان، ١٥/٢/١٣٦٥، ص٢.
[٢] ٧٦. سند شماره ١٨٥٤٥٤ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: پرونده ضدانقلاب، بازجویی، ١٥/٢/١٣٦٥.