پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ٤٦ - تفسير سوره توحيد كه مترجم از كلام شيخ رئيس است
و بنا بتفسير ثانى معنى است اضافى. زيرا وجود آن حضرت سيّد [١] است مر تمام مبدعات را، و سيّد [٢] تمام مبدعات بالضروره نيز واجب الوجود است. و محتمل است كه معنى سلبى و اضافى هر دو درين آيه مراد باشد، يعنى بايد اللّه چنين باشد كه حاوى مجموع سلب و ايجاب باشد.
لم يلد و لم يولد- كه چون مبيّن شد كه تمامى عالم محتاج بديشان است، و مستند حضرت ايشان، و معطى وجود جميع موجودات و فيّاض وجودند [٣] بر تمامى ماهيات، لازم گرديد كه مبرهن آيد كه از چنين وجود بحت يگانه ممتنع است از ايشان بسان ايشان چيزى تولّد آيد. زيرا بدرستى چون بر اوهام سبقت يافت، در حينى كه هويتشان مقتضى الهيتى است كه ايجاد كل مكوّنات و اضافه تمام موجودات بديشان [٤] مقصور است، كه از وجودشان فيضان وجودى بمشابه و مثال خود پديد آيد، كه ايشان نسبت بدان وجود پدر گردند، و همان وجود ثانى فرزند، بديهى است اين تصور در نهايت فساد است [٥]، و بحصول نمىآيد مگر بتوسط مواد و علايق. و هر آنچه بدين و سمت متّسم باشد، و يا او را علائق و عوائق حاصل آيد، البته خودش نيز از غيرى بوجود آمده است. و مكرّر مشروح شد همان هويت و وجود هويّت مطلقه باشد.
[١] در اصل «سند» و در متن عربى «سيّد» است. جامع البدائع، ص ٢١
[٢] در اصل «سند» و در متن عربى «سيّد» است. جامع البدائع، ص ٢١
[٣] در اصل: جودند. متن عربى: «و الفياض للوجود بالجود على كل الماهيات.» جامع البدائع. ص ٢١
[٤] در اصل: ايشان است.
[٥] ظاهرا عبارتى از ترجمه افتاده است. متن عربى پس از اين عبارت اين است:
«بين سبحانه انه لا يتولد عنه مثله، فان كان كل ما يتولد عنه مثله فماهيته مشتركة بينه و بين غيره فلا يتشخص الا بواسطة مادّة و علاقتها» جامع البدائع، ص ٢١