پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ٣٨ - تفسير سوره توحيد كه مترجم از كلام شيخ رئيس است
آن] بغير هويت مطلقه چيزى ديگر مدرك و مفهوم نشود. و همين هويت و خصوصيت كه در معنى واجب الوجود پديد گرديده است معنيى مىباشد كه در مقابل او اسمى كه دلالت بر آن نمايد موجود نيست، و شرح آن معنى بهيچ وجه ميسّر نمىشود مگر بدستيارى لوازمات آن. و لوازماتش برخى اضافىاند، و برخى سلبى. و بلوازم اضافيّه تعريف و شناسائى جهت معنى هويّت مطلقه واجب الوجود زودتر و بيشتر حاصل ميشود از لوازم سلبى.
لكن آنچه درين تعريف و توصيف كاملتر باشد اين است [كه] او را به لازمى كه جامع لوازم اضافى و سلبى باشد تعريف كرده گردد. و همان لازم جامع اينست كه بگويى بودن همان ماهيّت است آله، [١] زيرا آله آنست [كه] غير بدو منسوب گردد و او بغير مضاف نشود. پس آله مطلق آنست كه بدين گونه باشد بالنسبة جميع موجودات. و انتساب غير بحضرتشان اضافى است؛ عدم انتساب آن حضرت بغير سلبى است.
پس در حينى كه هويت مطلقه حضرت آلهى بهيچ زبان از آن بيانى نتوان داد و بهيچ نوع از وى تعبير ممكن نيست، بعلت عظمت و جلالتى كه دارند، سواى اينكه بگويى «هو هو» [٢]، و راه شناسائى همان هوى مطلق بكلى مسدود است مگر بلوازم خويش.
و بعرض سدّه سنيّه سر كار شوكت مدار ايالت، كه مجمع و منبع
[١] در اصل بآله: متن عربى اينست: «و ذلك هو كون تلك الهويّة آلها، فانّ الآله هو الّذي ينسب اليه غيره و لا ينسب هو الى غيره». جامع البدائع، قاهره ١٩١٧، ص ١٧.
[٢] متن عربى: و لما كانت الهويّة الآلهيّة ممّا لا يمكن أن يعبر عنها لجلالتها و عظمتها الّا بانه هو هو، ثم شرح تلك الهوية انما يكون بلوازمها» جامع البدائع، ص ١٧.