پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ١٢ - پيشگفتار مهدى محقق

در دم واپسين ياد كردند [١] و كتاب شفا را در ملأ عام سوزاندند [٢] و وقاحت را تا جايى رساندند كه ابن سينا را از جمله مخانيث دهريّه خواندند [٣] و اين در حالى است كه در حوزه‌هاى علمى تشيّع از او با جلالت و بزرگى ياد مى‌كردند. مير داماد استرآبادى او را رئيس فلاسفة الإسلام‌ [٤] و رئيس المشّائيّة من فلاسفة الاسلام‌ [٥] مى‌خواند و به شريك بودن با او در رياست افتخار مى‌كند [٦] و صدر الدّين شيرازى او را شيخ الفلاسفة مى‌خواند [٧] و از شفاى او و تحصيل شاگرد او، بهمنيار بن مرزبان، به عنوان كتب اهل فن استناد مى‌جويد. [٨] مهمترين بخش كتاب الشّفاء بخش الهيّات است. در كتب فلسفه اسلامى از الهيّات تعبير به علم ما بعد الطبيعة و فلسفه اولى و علم الهى شده است. وجه تسميه به الهيّات آن است كه ثمره و نتيجه اين علم شناخت خداوند و فرشتگان اوست و ما بعد الطّبيعه از آن جهت است كه در معرفت، پس از شناخت طبيعيّات محسوسه قرار مى‌گيرد و هر چند كه در وجود قبل از طبيعت است و اين علم فلسفه اولى است، براى آنكه معرفت مبادى اوليّه و صفات عامّه و كليّه‌اى كه وسايل شناخت آن مبادى هستند از اين علم به دست مى‌آيد. [٩] علم الهى نيز تعبير ديگرى از الهيّات است. در هر حال به هر اسمى كه خوانده‌


[١] . ابن نجاء الاربلى آخرين سخنى كه هنگام مرگ گفت اين بود: «صدق اللّه العظيم و كذب ابن سينا» بغية الوعاة، ص ٢٢٦

[٢] . الكامل فى التاريخ، ذيل حوادث سال ٥٥٥.

[٣] . رشف النصائح الايمانية فى كشف الفضائح اليونانية، ص ٢٥.

[٤] . قبسات، ص ٤٨٧.

[٥] . السبع الشداد، ص ٨.

[٦] . مير داماد با تعبيرات: الشريك الرياسى، الشريك الرئيس و الشريك فى الرئاسة از او ياد كرده است.

قبسات، ص ٤٨٧.

[٧] . مفاتيح الغيب، ص ٥٠٧.

[٨] . الاسفار العقليّة، ج ٢، ص ٣٣٧.

[٩] المعتبر، ج ٣، ص ٣.