پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ١٠ - پيشگفتار مهدى محقق
فارابى و ابن سينا بود در خراسان منتشر شد. [١] با وجود اينكه غزّالى كتاب تهافت الفلاسفه را در ردّ بر عقايد و افكار فيلسوفان مشّائى نوشت و لبه تيز تيغ آن متوجّه دو شخصيّت بزرگ فلسفى، فارابى و ابن سينا بود، كمتر فيلسوف و متكلّمى را در حوزه علوم و تمدّن اسلامى مىتوان يافت كه تحت تأثير ابن سينا قرار نگرفته باشد، از شهرستانى و فخررازى و نصير الدّين طوسى گرفته تا نسفى و ايجى و تفتازانى. در آثار همه اينها ردّ پاى ابن سينا و فلسفه سينوى به نحو آشكار مشاهده مىشود. شهرت شفاى ابن سينا بسيار زود از دامنه حوزههاى علمى شرق تجاوز كرد و در مدارس مغرب زمين گسترش يافت. هنوز يك قرن از وفات ابن سينا نگذشته بود كه ترجمههاى پارهاى از شفاى او آغاز شد و به سرعت در عاصمههاى بزرگ اروپايى راه يافت و اين نفوذ چنان بود كه در اوائل قرن سيزدهم، مكتب «سينوى لاتينى» در برابر «ابن رشد لاتينى» كاملا چهره خود را نمايان ساخت و بزرگانى همچون روجر بيكن [٢] و البرت كبير [٣] به آثار علمى ابن سينا توجّه خاصّى مبذول داشتند و بزرگانى ديگر همچون گيوم دورونى [٤] و توماس اكويناس [٥] از ترس نفوذ او در صدد معارضه و ردّ و نقض او برآمدند و اين نشاندهنده اثر عميق ابن سينا در حركت فكرى گسترده دانشمندان دين و فلسفه در زمانى است كه فلسفه مدرسهاى (اسكولاستيك) در اوج ترقّى و تعالى خود بوده است.
مسائلى كه ابن سينا در الهيّات شفا درباره ذات و صفات واجب الوجود و كيفيت صدور عالم از او و رابطه خالق با مخلوق و همچنين نحوه توفيق ميان عقل و نقل بيان
[١] نزهة الارواح، ج ٢، ص ٥٠.
[٢] .Rojer Bacon .
[٣] .Albert le grand .
[٤] .Guillaume d ,Auvergne .
[٥] .Saint Thomas d ,Aquin .