پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦ - اين حسين كيست
حسين نمودم.» پس از سه روز ابراهيم درگذشت. بنابراين هرگاه حسين به سويش مىآمد، او را مىبوسيد و در آغوش مىكشيد و لبانش را تر مىنمود؛ و مىفرمود:
«قربان كسى بروم كه پسرم را فدايش نمودم.» [١]
٢- سلمان فارسى اينگونه روايت نموده است كه: بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم در حاليكه حسين بن على را بر پايش نشانده بود و لبانش را مىبوسيد و مىفرمود:
«تو آقا و فرزند آقايى، تو امام و فرزند امام و برادر امام هستى، تو پدر ائمه و حجّت خدا و فرزند حجّتهاى او، و پدر نُه حجّت از صلب خود كه نهمين آنها قائم است، مىباشى.» [٢]
٣- از جابر بن عبداللَّه اينگونه نقل شده است كه فرمود: هركه دوست دارد به مردى از اهل بهشت بنگرد، پس به حسين بن على بنگرد. زيرا شنيدهام كه رسول اكرم مىفرمايد:
«هركه دوست دارد به سرور جوانان اهل بهشت بنگرد، پس به او بنگرد.» [٣]
٤- از على (بن مره) عامرى اينگونه روايت شده است كه او روزى همراه پيامبر به يك مهمانى دعوت شده بود. در آنجا پيامبر اكرم، در برابر ديدگان مردم مىخواست حسين را كه با كودكان بازى مىكرد،
[١] - حياة الإمام الحسين بن عليّ عليهما السلام، باقرشريف القرشي، ج ١، ص ٩٥، از تاريخ بغداد، ج ٢، ص ٢٠٤.
[٢] - همان، ج ١، ص ٩٥، از المراجعات ص ٢٢٨.
[٣] - ذخائر العقبى، محبّ الدين طبرى، ص ١٢٩- ١٣٠.