پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥١ - شهادت، بزرگترين كرامت
مىگردد كه عوامل و انگيزههاى آن را در نفس خويش آماده ساخته است. آنچه كه آشكاراست اين كه، سخنان انسان، پيام آور خرد و روشن كننده شخصيّت اوست. بنابراين هنگاميكه ما دعاهاى ابا عبداللَّه الحسين، به ويژه دعاى روز عرفه- كه والاترين و برترين آنها مىباشد- را مىخوانيم، مىتوانيم از گذر آن، شخصيّت او را در يابيم و درك نماييم كه اين شخصيّت در يك كلمه كه همان «حبيب اللَّه» مىباشد، خلاصه مىگردد. چرا كه او به پروردگارش چنين مىفرمايد:
«ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَمَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ»
. «چه دارد آنكه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنكه تو را دارد؟»
او ساعات طولانى را در صحراى عرفات در حاليكه اشكهايش بر گونههايش سرازير بودند، مىايستاد و هرگز احساس خستگى نمىكرد. زيرا او در مقابل دوست خويش ايستاده بود و اين كار، راه و روش او بود تا آخرين لحظات زندگى مباركش؛ تا آنجا كه در آن هنگام كه نزديك به ٣٠ هزار نفر بر او يورش آورده بودند تا خون مباركش را بريزند، او هرگز از پروردگارش درخواست نجات ننمود بلكه، سخنانش سخنان انسانى بود كه به خداوند متعال شناخت داشت. او چنين فرمود:
«اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعالِي الْمَكانِ، عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ، شَدِيدُ الْمِحالِ
، غَنِيٌّ عَنِ الْخَلَائِقِ، عَرِيضُ الْكِبْرِياءِ»
. «خدايا! تو مقام برترى دارى و بزرگ جبروتى و بر حكم تدبير سخت توانايى، از خلايق بىنيازى، دستگاه بزرگيت پهناور است...»