پيشوايان صديقين امام حسين(ع) تجلى حقيقت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٩ - نفى غير خدا، سرآغاز ايمان است
«خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلى جِيْدِ الْفَتاةِ، وَما أَوْلَهَني إِلى أَسْلافي إِشْتياقَ يَعْقُوبَ إِلى يُوسُفَ. وَخُيِّرَ لي مَصْرَعٌ أَنَا لاقيهِ، كَأَني بِأَوْصالي تُقَطِّعُها عُسْلانُ الْفَلَواتِ بَيْنَ النَّواويسِ وَكَرْبَلاءِ...» [١]
«مرگ، چون گردنبندى كه بر گردن دختر آويخته شده است، فرزند آدم را فراگرفته و من چونان اشتياق يعقوب به يوسف، ديدار گذشتگان خود را چه مشتاقم! و شهادتگاهى را برايم گزيدهاند كه بايد آن را ديدار كنم. گويا گرگهاى حريص دشتهاى نواويس و كربلا را مىبينم كه بند بند جسم را از هم گسسته،..»
سپس فرمود:
«مَنْ كانَ فِينا باذِلًا مُهْجَتَهُ، وَمُوَطِّناً عَلى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنا، فَإِنَّني راحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شاءَ اللَّهُ» [٢].
«هركس خون خويش را در راه ما (كه راه خداست) مىبخشد و خود را آماده ديدار خدا كرده است، با ما رهسپار شود كه من- به خواست خدا- فردا رهسپارم.»
بدينسان ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام مردم را به حكومت، پيروزى و نيل به خوبيهاى ظاهرى و... وعده نداد؛ بلكه به اينان اعلام نمود كه اين راه ناگزير به شهادت ختم مىگردد. پس هنگاميكه مردم با اين فلسفه و روحيّه والا مسلّح مىشوند، هرگز مغلوب ناتوانى خويش نمىگردند زيرا سرانجامِ كار شهادت است و ايشان سرانجام را همچون
[١] - بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٦٦- ٣٦٧.
[٢] - بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٦٦- ٣٦٧.