عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٧ - فرع ششم
ترجمه:
فرع دوّم
حاكم مىتواند به علم خود اعتماد كرده و حدّ را اقامه نمايد چنانچه در حقوق النّاس نيز حق دارد به علم خويش عمل كند منتهى پس از آنكه صاحبان حق مطالبه آن را نمايند.
لازم به تذكّر است در جاز عمل قاضى به علم خود فرقى نيست بين اينكه مورد علم وى حدّ بوده يا تعزير باشد.
فرع سوّم
اگر مردى ملاحظه كند كه شخصى با همسرش زنا مىكند جائز است هردو را بكشد منتهى اگر نتوانست آن را اثبات كند وى را قصاص مىنمايند چنانچه اگر بيّنه اقامه كرده كه آندو عمل فحشاء نموده يا آنكه گفتهاش ولىّ مقتول تصديق نمايند البته قصاص از او ساقط مىگردد.
فرع چهارم
كسى كه با داشتن زن آزاد و مسلمان با كنيزى ازدواج نموده و پيش از اجازه گرفتن از همسرش با او همبستر شده است يك هشتم حدّ زانى بر عهدهاش لازم مىگردد.
فرع پنجم
كسى كه دختر باكرهاى را با انگشت افتضاض [١] كند بر او لازم است مهر المثل دختر را بپردازد و در صورتى كه دختر كنيز باشد بر افتضاضكننده واجب است يك دهم قيمت او را بدهد.
فرع ششم
كسى كه به حدّى اقرار كند حكم آن است كه وى را به قدرى مىزنند تا خودش از زدن نهى كرده يا تعداد تازيانهها به عدد صد برسد.
تنبيه
در صورتى مىتوان عدد تازيانه را به صد رساند و سپس آن را قطع كرد كه اقرار مقرّ به حدّ مكرّر باشد و در غير اين صورت نمىتواند عدد تازيانهها را به صد رساند.
[١] مقصود از « افتضاض » ازاله نموده پرده بكارت مىباشد.