عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٥ - تتميم بحث فرع اول
ترجمه:
٦- حدّ مبعّض
و آن حدّ مملوكى است كه مقدارى از آن آزاد شده باشد چه آن كه وى اگر مرتكب عمل فحشاء شود به مقدارى كه آزاد است حدّ احرار را خورده و به اندازهاى كه رقّ است حدّ مماليك را بر او جارى مىسازند.
٧- ضغث[١]
ضغث مشتمل است بر عدد حدّ مربوطه. [٢]
ضغث حدّ مريضى است كه تاب خوردن تازيانه به طور مكرّر را نداشته و از طرفى مصلحت مقتضى تعجيل باشد.
٨- تازيانه و شكنجه زائد بر آن
و آن حدّ چهار طائفه است بشرح زير:
الف: كسى كه در شب يا روز ماه رمضان عمل فحشاء مرتكب شود.
ب: كسى كه در غير ماه رمضان از ازمنه شريفه و متبرّكه زنا نمايد.
ج: شخصى كه در اماكن مقدّسه باين عمل مبادرت ورزد.
د: شخصى كه با مرده انسانى زنا كند.
لازم به توجّه است كه در مقدار عقوبت زائد لازم است به رأى حاكم رجوع شود.
تتميم بحث فرع اوّل
اگر ابتداء چهار شاهد عادل به زنا دادن زنى شهادت داده و گفتند وى از راه قبل زنا داده است و پس از آن چهار شاهد زن به نفع او شهادت دادند كه وى باكره مىباشد اقرب آن است كه حدّ زنا از تمام ساقط مىشود.
[١] كلمه « ضغث » بكسر ضاء و سكون غين در لغت عبارت است از مجموعه و دستهاى از هر چيز همچون دستهاى از چوب جاروب كه آنها را بهم بسته باشند.
[٢] مثلا اگر مجرم صد تازيانه بايد بخورد دسته مزبور را مشتمل بر صد چوب جارو قرار داده و يك بار به بدنش مىزنند.