عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٥ - مبحث رجوع و احكام آن
ترجمه:
ب: انكار طلاق رجوع حساب مىشود.
ج: اگر مرد مسلمانى همسرش را كه كافر ذمّى است طلاق داد جائز است در عدّه به وى رجوع كند اگر چه از نكاح ابتدائى ذميّه بطور دوام منع نموده و آن را صحيح ندانيم. [١]
د: اگر زن مطلّقه پس از طلاق منكر دخول شود در حالى كه مرد مدّعى آن باشد بحسب ظاهر قول زن مقدّم بوده از اينرو وى بايد قسم بخورد.
ه: رجوع مرد لال به دو امر اجتماعا صورت مىگيرد:
١- اشارهاى كه مفهم رجوع باشد.
٢- برداشتن پوشش از سر زن.
و: قول زن را نسبت به انقضاء عدّه در زمانى كه احتمال سپرى شدن آن را بدهيم بايد پذيرفت.
ز: كمترين مدّتى كه براى انقضاء عدّه وجود دارد بيست و شش روز و دو لحظه مىباشد. [٢]
ح: اين لحظه اخير دلالت دارد بر خروج زن از عدّه نه آنكه جزء عدّه محسوب شود.
تنبيه
ظاهر روايات دلالت دارد بر اينكه زن حرّهاى كه اقل عدّهاش بيست و شش روز و دو لحظه نبوده يا كنيزى كه كمترين مدّت در عدّهاش سيزده روز و دو لحظه نيست اگر ادّعاى اين مقدار از مدّت را بنمايد از ايشان قبول نمىكنند مگر آنكه چهار زن مطلّع از باطن حالشان بر گفته ايشان شهادت دهند.
از نظر ما اين دلالت قريب و نزديك به ذهن مىرسد.
[١] مورد اين مسئله در جائى است كه زن و مردى هردو كافر ذمّى بوده و مرد اسلام اختيار نمود كه پس از اسلام وى نكاح باقى است حال اگر شوهر زن را طلاق رجعى داد تا زمانى كه عدّه باقى است مىتواند بوى رجوع نموده و طلاق را مرتفع سازد.
[٢] باين بيان: وقتى زن يك لحظه به حيض شدنش مانده باشد اگر شوهرش وى را طلاق داد سپس اقل حيض يعنى مدت سه روز ناپاك شد و پس از آن كمترين مدّت پاكى كه ده روز است فاصله شده سپس به همين نحو مدت سه روز حيض و بعد از آن براى ده روز پاك شد و سپس بعد از سپرى شدن ده روز حيض شد در اينجا درهمان لحظه اوّل حيض عدّهاش منقضى مىشود.