عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧ - فصل دوم متعلق وصيت و احكام آن
ترجمه:
ز: اگر شخصى به چيزى وصيّت نمود كه از نظر نام و اسم مشترك بين امر محلّل و محرّم باشد حكم اين است كه وصيّت منصرف به امر حلال بوده و آن را بايد به مصرف وصيت رساند مثلا وصيّت كرد پس از فوت من عودى را كه دارم يا طبلى كه از آن من است را به فلانى بدهيد.
ح: اگر موصى به امر متواطى و مشترك وصيت نمود وارثش در اداء آن مخيّر مىباشد.
امر متواطى مانند: عبد.
مشترك نظير: قوس و كمان.
ط: صيغه جمع را بايد بر عدد سه حمل نمود اعم از آنكه جمع قلّه بوده همچون « اعبد » يا كثره باشد نظير « عبيد » .
ى: اگر موصى وصيّت نمود كه منافع بندهاش يا ثمره باغش براى هميشه مال فلانى باشد حكم اين است كه پس از فوتش قيمت منافع و ثمره را براى موصى له در نظر گرفته و عين را براى وارث منظور مىكنند مشروط به اينكه عين بدون منفعت داراى قيمت باشد.
ك: كسى كه در عهدهاش دين مىباشد اگر وصيّت نمود مملوكش را آزاد كنند حكم اين است كه ابتداء دينش را پرداخته و سپس ثلث مملوك را از باقى مانده ما تركش آزاد كنند.
ل: اگر شخصى بندهاش را در مرض وفات خود بطور منجز و بدون تعليق به بعد از موتش آزاد نمود در صورتى كه قيمت بنده دو برابر بدهكاريش باشد مجموع عتق صحيح مىباشد منتهى عبد بابت قرض طلبكاران به قدر نصف قيمت و جهت ارث ورّاث به ميزان ثلث قيمتش بايد سعى كند و مبلغ ياد شده را تحصيل كرده و به طلبكاران و ورّاث بپردازد.