عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١ - احكام رمايه
ترجمه:
ب: بر متعاقدين لازم است كه صنف اصابت تيرها را نيز معيّن نمايند و از جمله اين صفات:
مارق [١] و خاسق [٢] و خازق [٣] و خاصل [٤] و غير اينها از اوصاف ديگر [٥] مىباشد.
ج: لازم است قدر مسافت را نيز معيّن كنند. [٦]
د: لازم است مقدار بزرگى و كوچكى نشانه را تعيين نمايند.
ه: و نيز شرط است كه متعاقدين سبق (عوض) را معين كنند.
و: شرط است كه جنس آلت و وسيله انداختن تير هردو با هم متحد باشند امّا اتحاد شخص آلتين معتبر نيست. [٧]
ز: شرط نيست كه مبادرت و پيشى گرفتن را در عقد تعيين نمايند.
ح: و نيز محاطة شرط نمىباشد. [٨]
ط: اطلاق عقد محمول بر محاطه است.
[١] عبارت است از اصابت تير به هدف بطوريكه از طرف ديگرش خارج شود.
[٢] عبارت است از اينكه تير هدف را سوراخ نموده و در آن بايستد.
[٣] عبارت است از اينكه تير به هدف خورده و آن را خدشهدار نمايد.
[٤] عبارت است از اصابت تير به هدف بدون اينكه در آن تأثيرى بگذارد و به آن « قارع » نيز گويند.
[٥] همچون خاصرم و خارم و حابى كه شرح هريك را در « المباحث الفقيه» آوردهام.
[٦] مقصود از مسافت، فاصله بين نشانه و موضعى است كه متراميين ايستادهاند.
[٧] مقصود از اتحاد جنس آلت، نوع خاص آن است مثل اينكه قوس و كمان هردو عربى باشند و مراد از اتحاد شخص آن است كه در عقد اشاره كنند به فردى از آلت كه در خارج محسوس و مشاهد است.
[٨] منظور از محاطه آن است كه عدد تيرهائى را كه طرفين به هدف زدهاند وقتى در مقابل هم قرار داده و مقدار متساوى را اسقاط نمايند از يك طرف تعدادى اضافى بوده كه از جانب ديگر مقابل نداشته باشد مثلا زيد [١٥] تير و عمرو [١٠] تير به هدف زده و پس از اسقاط قدر مشترك بين هردو كه عدد [١٠] باشد تعداد [٥] تير خالص و بدون مقابله مىماند.