عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣ - احكام شفعه
ترجمه:
ص: و نيز بواسطه عقود ديگرى كه بعد از بيع واقع مىشوند شفعه باطل نمىشود از اينرو اگر مشترى بعد از خريدن حصّه شريك آن را به ديگرى فروخته يا هبه نموده و يا وقف كند حق شفعه شريك ساقط نشده بلكه وى مىتواند تمام اين عقود را با گفتن اخذت بالشفعه باطل نمايد چنانچه مىتواند بيع اوّل را اجازه داده و بواسطه بيع دوّمى اخذ بشفعه كند.
ق: شفيع بايد متاع مورد شفعه را از مشترى بگيردد و در صورتى كه شقص [١] از آن غير باشد درك و ضمانش به عهده مشترى است.
ر: شفعه حقّى است كه به ارث از ميّت به وارث مىرسد، بنابراين شفعه همچون مال بين ورثه تقسيم مىشود.
فرع
اگر تمام ورثه از حق شفعهاى كه به ايشان به ارث رسيده گذشتند مگر يكى از ايشان حكم اين است كه وى يا بايد تمام شقص را به شفعه برگرداند و يا اصلا از آن اغماض كرده و از سر آن بگذرد.
ش: بر شفيع واجبب است ابتداء ثمن را به مشترى تسليم كرده و سپس اخذ بشفعه نمايد مگر آنكه مشترى به نفع شفيع راضى شود كه ثمن در ذمّهاش باشد.
ت: اخذ به شفعه شفيع صحيح نيست مگر آنكه به قدر و جنس شقص اطّلاع داشته باشد، بنابراين اگر شفيع قبل از علم و اطلاع بر مبيع اخذ به شفعه نمايد شفعهاش لغو و باطل است اگر چه بگويد: اخذت بالشفعة مهما كان المبيع (اخذ بشفعه مىكنم بهر طورى كه مبيع مىباشد).
ث: اگر يكى از دو شريك حصّه و سهم خود را به ديگرى هبه كرد يا به عنوان صلح به او منتقل ساخت يا آن را مهريّه همسرش نموده و به وى عطاء نمود شفعه در اين موارد ثابت نيست.
[١] كلمه « شقص » بكسر شين يعنى سهم و نصيب و پارهاى از هرچيز.