عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٧
ترجمه:
فصل سوّم: اقرار به نسب
در كسى كه اقرار به نسب مىنمايد شرط است:
١- براى اقرار اهليّت داشته.
٢- الحاق مقرّ به به مقرّ شرعا ممكن باشد.
بنابراين اگر اقرار به فرزند بودن كسى كه نسبش معروف است نموده يا اعتراف به فرزندى شخصى كه از وى سنّتش بيشتر يا با وى مساوى يا به مقدارى كمتر است كه از نظر عادت تولّد مقر له از وى ممكن نيست در تمام اين فروض اقرار باطل مىباشد.
تذكّر
٣- در موردى كه مقرّ به ولد صغير يا مجنون و يا ميّت نباشد در نفوذ اقرار تصديق وى شرط مىباشد يعنى:
بايد مقرّ به مقرّ را تصديق كند تا اقرار او ثابت گردد. [١]
٤- و نيز شرط است براى مقرّ منازعى نباشد، بنابراين اگر دو نفر در نسب شخصى با يكديگر به تنازع برخاستند شاهد و بيّنه بايد بياورند.
فرع
اگر دو نفر يا بيشتر يكديگر را بر نسبى غير از توالد تصديق كنند تصادفشان صحيح بوده و از هم ارث مىبرند ولى بايد توجه داشت كه ارث تنها بين خودشان بوده و به غير تعدّى نمىكند.
[١] مقصود اين است كه اگر شخصى ادّعاى نسب با فلانى را نمود در صورتى كه مقرّ به ولد صغير يا مجنون و يا ميّت نباشد بايد مقرّ را تصديق كند تا اقرار ثابت و لازم شود، بنابراين اگر مقر به ولد صغير باشد چه مذكّر بوده و چه مؤنّث و نيز اگر ديوانه فرض گردد چه ولد بوده و چه غير ولد و همچنين اگر ميّت باشد اگر چه پيش از موت بالغ و عاقل بوده در هيچ يك از اين سه فرض در نفوذ اقرار تصديق شرط نيست.