عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٥ - مبحث احكام ظهار
ترجمه:
ه: در روايت صحيح وارد شده كه دخول شرط ظهار است.
و: در تحقّق دخول وطى در دبر كفايت مىكند.
ز: ظهار به زن « رتقاء » [١] و « قرناء » [٢] و مريضهاى كه مورد وطى واقع نمىشود صورت مىگيرد.
ح: اگر بعد از ظهار مرد عود به زن نمود يعنى اراده وطى و نزديكى با او را كرد كفّاره به عهدهاش مىآيد و معناى اين حكم آن است كه:
وطى و نزديكى مرد با زن قبل از دادن كفّاره حرام است.
ط: اگر مرد ظهاركننده پيش از آنكه كفّاره دهد با همسرش كه مورد ظهار واقع شده وطى نمود كفّاره بايد بدهد.
ى: اگر مرد ظهاركننده پيش از دادن كفّاره عمل نزديكى را تكرار كند يكى ياز دو كفّارهاى كه به عهدهاش آمده مكرّر مىشود ولى كفّاره ظهار همچنان بحال اوّلى باقى است.
ك: اگر مرد ظهاركننده زن را طلاق بائن يا رجعى داد و عدّهاش منقضى شد پس از انقضاء مرد مىتواند دوباره وى را تزويج نموده و بدون اينكه كفّارهاى بر او لازم باشد زن بر وى حلال مىباشد.
ل: و همچنين است اگر مردى كنيزى را كه همسرش بوده ظهار كند و پس از آن وى را براى خودش بخرد.
م: بر ظهاركننده واجب است كفّاره را بر دخول متقدّم دارد يعنى پيش از آنكه به زن رجوع كرده و با وى مواقعه نمايد كفّاره را داده آنگاه به فعل مزبور مبادرت نمايد.
ن: اگر مرد در عود به زن با دادن كفّاره مسامحه ورزد زن مىتواند نزد حاكم شكايت كرده و واقعه را نزد وى بازگو كند وظيفه حاكم آن است كه مرد را به مقدار سه ماه مهلت دهد تا كفّاره داده و به همسرش مراجعه كرده يا وى را طلاق دهد.
س: پس از گذشتن سه ماه اگر مرد از هردو امر (كفّاره و رجوع- طلاق همسرش) امتناع ورزيد حاكم وى را بر اختيار يكى از آندو اجبار مىنمايد.
[١] رتقاء: زنى را گويند كه در فرج او گوشتى روئيده و مانع از جماع مرد با وى مىباشد.
[٢] قرناء: زنى را گويند كه در فرج او استخوانى شبيه دندان درآمده و از تماس مرد با وى مانع است.