عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - مبحث احكام اولاد
ترجمه:
و همچنين فرزند متعه ملحق به زوج مىشود منتهى اگر شوهر يا مالك فرزند را از خود نفى نمودند در اينجا بدون لعان فرزند نفى مىشود اگر چه نفىكننده ولد با اين عمل فعل حرامى را مرتكب شده است.
ز: اگر نفىكننده فرزند بعد از نفى از آن برگشته و اعتراف نمود كه فرزند تعلّق به او دارد اعترافش صحيح بوده و فرزند به وى ملحق مىشود.
ح: به دليل عزل نمودن از زن نمىتوان فرزند متولد شده را از خود نفى و سلب كرد و به عبارت ديگر:
مجرّد عزل و نريختن منى را در رحم مجوّز نفى ولد نمىتوان قرار داد.
ط: فرزندى كه تولدش مورد شبهه است با سه شرطى كه قبلا ذكر شد به واطى ملحق مىشود مضافا به اين شرط كه همسر زن حاضر نباشد. [١]
ى: واجب كفائى است بر خصوص زنان يا شوهران كه در وقت وضع حمل زن امور وى را به عهده بگيرند و در صورت نبودن زنان و شوهران مردان به اين امر اقدام كنند.
ك: مستحب است طفل را در وقت ولادت غسل داده و اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپش بگويند.
ل: مستحب است با تربت حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام و اب فرات طفل را تحنيك [٢] كنند يا اين فعل را با آب شيرين اگر چه با خرما يا عسل شيرين شده باشد انجام دهند.
[١] صورت مسئله آن است كه زنى شوهر داشته و با وى دخول نموده و مرد اجنبى نيز از روى شبهه و به توهم اينكه اين زن همسرش مىباشد با او نزديكى كرده است حال اگر چهار شرط فراهم باشد فرزند متولد از زن ملحق به مرد اجنبى واطى مىگردد:
١- دخول واقع شده باشد كه فرض تحقق آن است.
٢- از زمان وطى شبهه تا وضع حمل كمتر از شش ماه نگذشته باشد.
٣- از تاريخ وطى تا تولد طفل بيش از اقصاى حمل منقضى نشده باشد.
٤- شوهر زن نزدش حاضر نباشد.
[٢] مقصود از « تحنيك » آن است كه تربت يا آب فرات يا آب شيرين را بدهان طفل ريخته بطورى كه به حنك يعنى سقف دهانش برسد.