عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٥ - مبحث احكام اولاد
ترجمه:
مبحث احكام اولاد
الف: به مجرّد تحقّق دخول فرزندى كه از زن متولّد مىشود به شوهر دائم وى ملحق مىشود مشروط به اينكه از زمان دخول تا وقت وضع حمل شش ماه قمرى گذشته و از نهايت مدّت حمل تجاوز نكرده باشد.
تذكّر
منتهى مدتى كه براى اقصاى حمل گفته شده است از نظر علماى اماميّه يك سال مىباشد.
توجّه
آنچه در اقل و اقصاى حمل نقل شد در فرزند تام الخلقهاى است كه روح در آن دميده شده باشد و در غير آن بايد به امر معتادى كه براى همچون حملى از حيث ايّام و شهور مورد اعتبار است رجوع نمود اگر چه از شش ماه كمتر باشد.
ب: اگر با زنى كه در عقد دائم ديگرى است شخصى عمل زنا انجام داد و پس از آن فرزندى متولّد شد فرزند ملحق به شوهر مىباشد.
ج: شوهر حق ندارد بواسطه وقوع زنا فرزند متولد شده را از خود نفى نمايد و اگر هم نفى كند از او نفى نشده مگر آنكه لعان كند.
د: اگر زن و شوهر در عمل نزديكى و تحقق دخول يا در ولادت فرزند از زن با هم اختلاف و نزاع داشتند حكم آنست كه زوج قسم بخورد.
ه: اگر زن و شوهر بر وقوع دخول و حصول ولادت با هم اتّفاق داشتند ولى اختلافشان در مدّت بود حكم آن است كه زن قسم بخورد.
و: فرزند كنيز با حصول سه شرط به مالك وى ملحق مىشود. [١]
[١] سه شرط عبارتند از:
١- دخول.
٢ و ٣- فاصله بين دخول و تولّد طفل از شش ماه كمتر نبوده و از اقصاى حمل بيشتر نباشد.