عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧ - مسئله اول
ترجمه:
ط: اگر زن و مرد در متن عقد تقدير و تعيين مهر را بيكى از ديگرى واگذار نمودند اين امر صحيح مىباشد.
ى: هر مالى را كه زوج تعيين نموده و به آن حكم كند لازم مىگردد چنانچه مالى را كه زوجه به آن حكم مىنمايد مستقر و ثابت مىگردد مشروط به اينكه از مهر السنة بيشتر نباشد.
ك: اگر مرد زوجه مذكور را پيش از نزديكى نمودن به او طلاق داد حكم آن است كه نصف مهريّهاى كه به آن حكم شده است را بايد به زن بدهد.
ل: اگر كسى كه تعيين مهر به حكم او واگذار شده پيش از دخول و تعيين مهر فوت نمود در روايت آمده كه براى زن متعه ثابت مىشود.
م: اگر محكوم عليه فوت شد بر حاكم است كه حكم به تعيين مهر نموده و بدين وسيله مهر مشخّص و متعيّن گردد.
ن: در فرضى كه بضع تفويض شده يعنى از مهر در عقد نامى نبردهاند اگر يكى از زوجين قبل از دخول فوت نمايد زن استحقاق مهر را ندارد.
مسائل مربوط به مهر و احكام آن
دو مسئله در اين مقام به شرح زير بيان مىشوند:
مسئله اوّل
به مجرّد عقد تمام مهر به ملك زن در مىآيد و زن پيش از قبض مىتواند در آن تصرّف كند.
فرع
وقتى زن را قبل از قبض و به مجرّد عقد مالك مهر دانستيم نتيجه آن اين است كه اگر مال المهر عينى بود كه بعد از عقد نماء و منفعتى داشت نماء از آن زن مىباشد و زوج در آن بهرهاى ندارد.
و اگر بعد از حدوث نماء طلاق قبل از دخول واقع شود زوج مالك نصف مهر مىشود.
فرع
مستحب است زن از تمام مهر خود صرفنظر نموده و آن را به مرد ببخشد.