ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥ - بيان آيات مدار سخن در سوره مباركه شورى و وجوه مختلفى كه در باره حروف مقطعه قرآن گفته شده است
(الم) أنا اللَّه اعلم ، و معناى(المر) أنا اللَّه اعلم و أرى ، و معناى(المص) انا اللَّه اعلم و افضل مىباشد. و در حروف(كهيعص) كاف از كافى و هاء از هادى و ياء از حكيم و عين از عليم و صاد از صادق گرفته شده- اين مطلب از ابن عباس روايت شده است.
و حروفى كه از اسماء خدا گرفته شده طرز گرفته شدنش مختلف است، بعضى از حروف از اول نام خدا گرفته شده- مانند كاف كه از كافى است- و بعضى از وسط گرفته شده- مانند ياء كه از حكيم است- و بعضى از آخر گرفته شده- مانند ميم كه از اعلم گرفته شده.
٥- اين حروف اسمايى از خداست اما مقطعه و بريده كه اگر از مردم كسى بتواند آنها را آن طور كه بايد تركيب كند به اسم اعظم خدا دست يافته، همانطور كه از تركيب(الر) و(حم) و(ن الرَّحْمنُ) درست مىشود، و همچنين ساير حروف. چيزى كه هست ما انسانها قادر بر تركيب آن نيستيم. اين معنا از سعيد بن جبير روايت شده.
٦- اين حروف سوگندهايى است كه خداى تعالى خورده، و مثل اينكه خداوند به اين حرف سوگند مىخورد بر اينكه قرآن كلام او است. و اصولا حروف الفباء داراى شرافتى هستند، چون با همين حروف است كه كتب آسمانى و اسماء حسناى خدا و صفات علياى او، و ريشه لغتهاى امتهاى مختلف درست مىشود.
٧- اين حروف اشاراتى است به نعمتهاى خدا و بلاهاى او و مدت زندگى اقوام و عمر و اجلشان.
٨- مراد از اين حروف اين است كه اشاره كند به اينكه امت اسلام تا آخر دهر باقى مىماند و منقرض نمىشود، حساب جمل هم كه نوعى محاسبه است بر اين معنا دلالت دارد.
٩- مراد از اين حروف همان حروف الفباء است، چيزى كه هست با ذكر نام بعضى از آنها از ذكر بقيه بى نياز بوده، در حقيقت خواسته است بفرمايد: اين قرآن از الفباء تركيب شده.
١٠- اين حروف به منظور ساكت كردن كفار در ابتداى سورههاى قرار گرفته چون مشركين به يكديگر سفارش مىكردند مبادا به قرآن گوش دهيد، و هر جا كسى قرآن مىخواند سر و صدا بلند كنيد تا صوت قرآن در بين صوتهاى نامربوط گم شود قرآن اين جريان را در آيه(لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ ...)[١] حكايت فرموده. و گاهى مىشد كه در
[١] سوره فصلت، آيه ٢٦.