ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٠ - سخن كسانى كه گفتهاند ايمان شدت و ضعف نمىپذيرد و عمل ربطى به ايمان ندارد و بيان ضعف و بىپايگى اين سخن
پس ايمان زياد يعنى ايمانهايى كه فاصله در آنها اندك است، و ايمان كم يعنى ايمانهايى كه فاصله در بين آنها زياد است.
و نيز ايمان يك كثرت ديگر هم دارد و آن كثرت چيزهايى است كه ايمان متعلق به آنها مىشود، و چون احكام و شرايع دين تدريجا نازل مىشده، مؤمنين هم تدريجا به آنها ايمان پيدا مىكردند، و ايمانشان هر لحظه از نظر عدد بيشتر مىشده، پس مراد از زياد شدن ايمان، زياد شدن عدد آن است[١].
ولى ضعف اين نظريه بسيار روشن است. اما اينكه استدلال كردند كه ايمان نام تصديق جزمى است قبول نداريم، براى اينكه اولا گفتيم كه ايمان نام تصديق جزمى توأم با التزام است، مگر آنكه مرادشان از تصديق، علم به التزام باشد. و ثانيا اينكه گفتند اين تصديق زيادى و كمى ندارد ادعايى است بدون دليل، بلكه عين ادعاء را دليل قرار دادن است، و اساسش هم اين است كه ايمان را امرى عرضى دانسته، و بقاء آن را به نحو تجدد امثال پنداشتهاند، و اين هيچ فايدهاى براى اثبات ادعايشان ندارد، براى اينكه ما مىبينيم بعضى از ايمانها هست كه تندباد حوادث تكانش نمىدهد، و از بينش نمىبرد، و بعضى ديگر را مىبينيم كه به كمترين جهت زايل مىشود، و يا با سستترين شبههاى كه عارضش مىشود از بين مىرود، و چنين اختلافى را نمىشود با مساله تجدد امثال و كمى فترتها و زيادى آن، تعليل و توجيه كرد، بلكه چارهاى جز اين نيست كه آن را مستند به قوت و ضعف خود ايمان كنيم، حال چه اينكه تجدد امثال را هم بپذيريم يا نپذيريم.
علاوه بر اين، مساله تجدد امثال در جاى خود باطل شده.
و اينكه گفتند صاحب تصديق، چه اطاعت ضميمه تصديقش كند و چه معصيت، اثرى در تصديقش نمىگذارد سخنى است كه ما آن را نمىپذيريم، براى اينكه قوى شدن ايمان در اثر مداومت در اطاعت، و ضعيف شدنش در اثر ارتكاب گناهان چيزى نيست كه كسى در آن ترديد كند، و همين قوت اثر و ضعف آن كاشف از اين است كه مبدء اثر قوى و يا ضعيف بوده، خداى تعالى هم مىفرمايد:(إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ)[٢] و نيز فرموده:(ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ)[٣].
[١] روح المعانى، ج ٢٦، ص ٩٣.
[٢] كلمه طيبه به سوى او بالا مىرود، و عمل صالح در بالا بردنش مؤثر است. سوره فاطر، آيه ١٠.
[٣] سرانجام عاقبت آنهايى كه زشتىها را مرتكب شدند اين شد كه به آيات خدا تكذيب و استهزاء كنند. سوره روم، آيه ١٠.