ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٤ - بيان آيات مربوط به امتحان و ابتلاى قوم فرعون و بعثت موسى(ع) به سوى آنان
مىكند، مانند كلمه جلسة - به كسر جيم- كه به معناى نوعى نشستن است.
مفسرين[١] كلمه نعمة را در اين آيه تفسير كردهاند به آنچه كه وسيله تنعم است و اين تفسير با كلمه ترك مناسبتر است. و كلمه فاكهين از ماده فكاهة به معناى حديث نفس گرفته شده، و شايد مراد از آن در اينجا تمتع باشد، همانطور كه مردم از فاكهه (انواع ميوهها) تمتع مىبرند.
و كلمه كذلك به قول بعضى از مفسرين[٢] به معناى الامر كذلك- مطلب از اين قرار است مىباشد. بعضى[٣]- ديگر گفتهاند: معنايش اين است كه ما در باره هر كه بخواهيم هلاكش كنيم اين چنين عمل مىكنيم. و بعضى[٤] ديگر گفتهاند: كلمه مذكور اشاره است به بيرون راندنى كه از كلام سابق استفاده مىشد، و معنايش اين است كه ما اين طور ايشان را از مصر بيرون رانديم.
ممكن هم هست كلمه كذلك حال باشد از مفعول كلمه تركوا كه حذف شده و معنايش اين است كه: بسيارى از چيزها را به حال خود ترك كردند و رفتند- و خدا داناتر است.
(وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ) ضمير ها به مفعول تركوا كه گفتيم حذف شده و با جمله من جنات بيان شده برمىگردد، و معناى جمله روشن است.
(فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ) نه آسمان به حال آنان گريه كرد و نه زمين و نه خدا مهلتشان داد. منظور از گريه كردن آسمان و زمين بر چيزى كه فوت شده كنايه از اين است كه آسمان و زمين از فوت و نابودى آن تغيير حالت نمىدهند و متاثر نمىشوند. و در آيه مورد بحث هم كنايه است از اينكه هلاكت قوم فرعون هيچ اهميتى براى خدا نداشت، چون در درگاه خدا خوار و بى مقدار بودند.
و به همين جهت هلاكتشان هيچ اثرى در عالم نداشت.
و جمله(وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ) كنايه است از سرعت جريان قضاى الهى و قهر ربوبى در باره آنان، و اينكه هيچ مانعى جلو اين جريان را نگرفت، و هيچ چيزى چاره آن را نكرد و آن را بر طرف نساخت تا به وسيله يكى از اين امور تاخيرى در قضاى الهى رخ دهد.
[١] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٥، ص ١٢٣.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٥، ص ١٢٣.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٥، ص ١٢٣.
[٤] تفسير كشاف، ج ٤، ص ٢٧٦.