ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٩ - اقوال مختلف مفسرين در باره عذاب دخان(فارتقب يوم تأتي السماء بدخان مبين )
(هذا عَذابٌ أَلِيمٌ رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ) اين جمله حكايت گفتار مردمى است كه دچار عذاب دخان شدند، و معنايش اين است كه در آن روز كه آسمان دودى آشكارا مىآورد، مردم مىگويند: پروردگارا اين عذاب را از ما بردار كه ايمان خواهيم آورد. و در اين گفتار خود، هم به ربوبيت خدا اعتراف مىكنند و هم اظهار ايمان مىكنند كه ما به اين دعوت حقت ايمان مىآوريم.
(أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ) يعنى از كجا مىتوانند متذكر شوند، و به حق اعتراف كنند، در حالى كه اين حق را رسولى آشكارا آورد، و مع ذلك به آن ايمان نمىآورند، رسولى كه رسالتش بسيار روشن بود و جاى هيچ شكى در آن نبود. و خلاصه اين آيه شريفه به رسول خدا ٦ اعلام مىدارد كه اينان در وعدهاى كه مىدهند راست نمىگويند.(ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ) كلمه تولوا جمع ماضى از مصدر تولى است، كه به معناى پشت كردن و اعراض است. و ضمير در عنه به رسول خدا ٦ برمىگردد. و جمله معلم مجنون دو خبر است براى مبتدايى كه حذف شده، و تقديرش هو معلم و مجنون است. و معنايش اين است كه: سپس از رسول اعراض كرده گفتند: او معلم است، يعنى ديگران يادش دادهاند و مجنون است يعنى جن او را آسيب زده. پس هم به آن جناب تهمت زدند كه ديگران يادش دادهاند، و او به دروغ سخنان خود را به خدا نسبت مىدهد، هم چنان كه در آيه(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ)[١] نيز اين تهمت را نقل كرده، و هم اينكه تهمت زدند كه جن به عقل او آسيب رسانده و در نتيجه عقلش اختلال يافته.
(إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ) يعنى ما عذاب را براى مدتى برمىداريم و ليكن شما ايمان نخواهيد آورد، و دوباره به كفر خود برمىگرديد و تكذيب خود را از سر مىگيريد. البته اين در صورتى است كه قول اول در تفسير آيه(يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ) را اختيار كنيم كه مىگفت منظور از دخان ، عذاب مشركين در روز فتح مكه است، و اين آيه مانند جمله(أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى ...) صدق گفتار و وعده مشركين را رد مىكند، و اين رد را تاكيد مىنمايد.
[١] ما مىدانيم كه كفار مىگويند انسانى او را درس مىدهد. سوره نحل، آيه ١٠٣.