ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٠ - مراد از جدا شدن هر امر حكيم در شب قدر(فيها يفرق كل أمر حكيم)
يكديگر متمايز نباشد، و احوال و خصوصياتش متعين نباشد، هم چنان كه آيه(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ)[١] نيز به اين معنا اشاره دارد.
بنا بر اين، امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحلهاند، يكى اجمال و ابهام، و ديگر مرحله تفصيل. شب قدر هم بطورى كه از آيه(فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ) برمىآيد، شبى است كه امور از مرحله احكام و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مىآيند. و از جمله امور يكى هم قرآن كريم است، كه در شب قدر از مرحله احكام درآمده، و نازل مىشود، (يعنى در خور فهم بشر مىگردد).
و چه بسا كه خداى سبحان پيامبر خود را به جزئيات حوادثى كه به زودى در زمان دعوت او در هنگام نزول هر آيه و يا آيات و يا سوره رخ مىدهد خبر داده، و نيز آگاه كرده كه در باره هر حادثه آيه يا آياتى نازل مىشود، و از همين جهت هر پيشامدى مىكرده، منتظر بوده آيه و يا آياتى در باره آن نازل شود، پس در حقيقت قرآن يك بار دفعة و يكپارچه بر او نازل شده، و يك بار هم تدريجا و متفرق.
برگشت اين وجه به اين است كه بگوييم رسول خدا ٦ قبل از آنكه قرآن بر زمين نازل شود، و در مرحله عين و خارج قرار گيرد، در مرحلهاى كه داشت به قضاء تفصيلى نازل مىشد، بر آن اطلاع و اشراف داشت. و بنا بر اين وجه، ديگر حاجتى نيست كه دو مرحله را به عنوان مرحله اجمال و تفصيل كه در وجه قبلى بود تقسيم كنيم.
و ظاهر گفتار بعضى از مفسرين اين است كه خواستهاند بگويند: مراد از جمله(فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ) تفصيل و جداسازى معارف و احكام و ساير جزئياتى است كه در قرآن بيان شده. ولى اين حرف صحيح نيست، چون از ظاهر جمله(فِيها يُفْرَقُ) استمرار فهميده مىشود. به عبارت سادهتر: از آن استفاده مىشود كه همه امور حكيمه همهساله از يكديگر جدا مىشود. پس مراد از امور حكيمه بايد امور تكوينى باشد كه در هر شب قدر بعد از احكام، تفريق و تقسيم مىشود. و اما معارف و احكام الهى معنا ندارد كه همهساله تفريق و تقسيم شود، پس اگر مراد از تفريق، تفريق معارف بود، جا داشت بفرمايد: فيها فرق- در آن شب معارف و احكام فشرده قرآن تجزيه و تقسيم شد .
بعضى ديگر گفتهاند: حكيم بودن امر، محكم كردن آن بعد از تجزيه و تفصيل است، نه محكم بودن آن قبل از تفصيل، و معنى جمله اين است كه: خداى تعالى در آن شب قضاى
[١] سوره حجر، آيه ٢١.