ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٢ - بيان اينكه الف و لام در الجن و الانس الف و لام جنس، و لام در ليعبدون لام غرض است
از خلقت جن و انس اين است كه صلاحيت و استعداد عبادت را داشته باشند، و يا مورد امر و نهى عبادى قرار بگيرند، احتمالى است ضعيف، براى اينكه اين معنا بسيار واضح است كه اگر كسى از چيزى استعداد و صلاحيت فعلى را مىخواهد، براى اين مىخواهد كه آن فعل را انجام دهد، و به فرضى هم كه به گفته شما غرض از خلقت صلاحيت عبادت باشد، باز غرض اصلى و اولى عبادت است، و صلاحيت و استعداد مقدمه آن است.
پس نمىتوانيم عبادت در آيه را حمل كنيم بر صلاحيت و استعداد عبادت، و اگر حمل كنيم در حقيقت اعتراف كردهايم به اينكه غرض اولى و بالذات، خود عبادت است، و اينجاست كه دوباره اشكال- البته اگر اشكالى باشد- برمىگردد.
پس حق همين است كه بگوييم الف و لام در دو كلمه الجن و الانس الف و لام جنس است، نه استغراق، و مراد از عبادت، خود عبادت است نه صلاحيت و استعداد آن.
و اگر غرض به استعداد هم تعلق گرفته باشد غرض ثانوى و جزئى است تا مقدمه باشد براى غرض اولى و اعلا كه همان عبادتست، هم چنان كه خود عبادت يعنى اعمالى كه عبد با اعضاء و جوارح خود انجام مىدهد، برمىخيزد، مىايستد، ركوع مىكند، به سجده مىافتد، غرض به همه اينها تعلق گرفته، و لذا مىبينيم به آنها امر فرموده، اما اين غرض براى مطلوب ديگر و غرض بالاتر است، و آن اين است كه بندگى و ذلت عبوديت بنده را در برابر رب العالمين نشان دهد، ذلت عبوديت و فقر مملوكيت محض خود را در قبال عزت مطلق و غناى محض مجسم و ممثل سازد، هم چنان كه چه بسا اين معنا از آيه شريفه(قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ)[١] نيز استفاده شود، چون در اين آيه عبادت را به دعاء مبدل كرده است.
پس معلوم مىشود كه حقيقت عبادت اين است كه بنده، خود را در مقام ذلت و عبوديت واداشته، رو به سوى مقام رب خود آورد. و همين، منظور آن مفسريست كه عبادت را به معرفت تفسير كرده، مىخواهد بگويد: حقيقتش آن معرفتى است كه از عبادت ظاهرى به دست مىآيد.
پس غرض نهايى از خلقت همان حقيقت عبادت است، يعنى اين است كه بنده از خود و از هر چيز ديگر بريده، به ياد پروردگار خود باشد، و او را ذكر گويد.
اين بود آنچه با تدبر در آيه مورد بحث استفاده مىشود، و اگر جن را در آن جلوتر از
[١] بگو پروردگار من اعتنايى به شما و سرنوشت شما ندارد، اگر دعايتان نبود. سوره فرقان، آيه ٧٧.