ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨١ - بيان اينكه الف و لام در الجن و الانس الف و لام جنس، و لام در ليعبدون لام غرض است
مىدهد.
و يا مراد از خلقت بندگان براى عبادت، اين باشد كه: ما آنان را طورى آفريدهايم كه صلاحيت براى عبادت داشته باشند، و هر كس بخواهد او را عبادت كند بتواند، چون آنان را داراى اعتبار و عقل و استطاعت كرديم. و اين توجيه خيلى هم دور نيست چون استعمال كلمه و نام يك عمل در صلاحيت و استعداد براى انجام فعلى كه معناى آن كلمه است، استعمالى مجازى و شايع است، مثلا مىگوييم گاو براى شخم زدن خلق شده و معنايش اين است كه صلاحيت و استعداد شخم را دارد، و يا مىگوييم خانه براى سكنى ساخته شده كه باز معنايش اين است كه استعداد براى سكنى دارد.
در پاسخ مىگوييم: مبنا و اساس اين اشكال اين است كه الف و لام در دو كلمه الجن و الانس الف و لام استغراق باشد، و معناى آيه اين باشد كه ما تمامى افراد جن و تمامى افراد انس را تنها به غرض عبادت آفريديم آن وقت تخلف اين غرض در بعضى افراد منافى با اين غرض مىشود، و اشكال مىشود كه تخلف مراد از اراده خداى تعالى محال است.
و اما اگر ما اين دو الف و لام را الف و لام جنس بدانيم، نه استغراق در آن صورت وجود عبادت در دو نوع جن و انس و لو در بعضى از افراد آن دو كافى است، كه اين تخلف محال پيش نيايد، چون وجود افرادى كه خدا را عبادت نمىكنند ضررى نمىزند، بله، اگر به طور كلى در جنس جن و بشر عبادت ورمىافتاد، و حتى يك نفر هم خدا را عبادت نمىكرد، با غرض خداى سبحان منافات داشت، و آن وقت مىشد بگوييم غرض خداى سبحان تخلف شده، و همان طور كه خداى تعالى در خلقت افراد غرض دارد، در خلقت نوع هم غرض دارد، و ممكن است غرضش از خلقت اين دو نوع وجود افرادى عابد در اين دو نوع باشد.
و اما اين احتمال كه مراد از عبادت، عبادت تكوينى باشد نه دينى، احتمالى است ضعيف، براى اينكه در اين صورت مطلب منحصر به جن و انس نمىشود، بلكه خلقت تمامى عالم براى عبادت تكوينى است. علاوه بر اين، سياق آيه سياق توبيخ كفار است، كه چرا عبادت تشريعى ندارند. و مىخواهد كفار را به خاطر اينكه قيامت و حساب و جزاء را منكر شدهاند تهديد كند، و معلوم است كه حساب و جزاء مربوط به عبادت تشريعى است، نه تكوينى.
و نيز اينكه عبادت را حمل كردند بر استعداد و صلاحيت عبادت، و گفتهاند: غرض