ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٠ - وجوه مختلف در معناى جمله يؤفك عنه من أفك
١- مىگفتند: اين كتاب سحر است، و آورندهاش ساحر.
٢- مىگفتند: جن به او صدمه زده و ديوانهاش كرده.
٣- مىگفتند: القاءهاى شيطانهاى جنى است و خود او مردى كاهن و رمال است.
٤- اين كتاب شعر و آورندهاش شاعر است.
٥- مىگفتند: دروغهايى است كه به خدا مىبندد.
٦- مىگفتند: فردى از بشر او را درس مىدهد.
٧- همه اينها كه مىگويد خرافات كهنهاى است كه از جايى پيدا كرده، و از روى آن نوشته است.
[وجوه مختلف در معناى جمله:(يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ)]
(يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ)- كلمه افك به معناى صرف و منحرف كردن است. و ضمير عنه به كتاب برمىگردد، اما از اين جهت كه مشتمل بر وعده به آمدن قيامت، و اثبات جزاء است. و معنايش اين است كه: منحرف مىشود از قرآن هر كس كه منحرف مىشود. و بعضى[١] ضمير عنه را به رسول خدا ٦ برگردانيده، گفتهاند: معناى جمله اين است كه منحرف مىشود از ايمان به رسول خدا ٦ هر كس كه مىشود. ولى خواننده محترم توجه دارد كه معناى قبلى با سياق موافقتر است، هر چند كه برگشت هر دو به يك معنا است.
و از بعضى از مفسرين[٢] حكايت شده كه گفتهاند: ضمير عنه به كلمه ما توعدون و يا به دين برمىگردد زيرا خداى تعالى اول سوگند خورد به ذاريات و آن چند چيز ديگر كه بعث و جزاء حق است، سپس سوگند خورد به آسمان كه كفار در باره وقوع بعث در قولى مختلف هستند، بعضى شك دارند و بعضى منكرند، آن گاه مىفرمايد منحرف مىشوند از اقرار به امر قيامت و جزاء، اشخاصى كه به دست ديگران منحرف شدهاند. و اين وجه هم قريب به همان وجه سابق است.
و از بعضى[٣] ديگر حكايت شده كه گفتهاند: ضمير در عنه به قول مختلف بر مىگردد، و كلمه عن تعليل را مىرساند، هم چنان كه در آيه(وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ)[٤] علت را افاده مىكند، و در نتيجه جمله مورد بحث صفتى مىشود براى قول، و معنايش اين است كه: شما در قولى مختلف هستيد، قولى انحرافى كه به سبب اشخاص
[١] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٧، ص ٥ و ٦.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٧، ص ٥ و ٦.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٧، ص ٥ و ٦.
[٤] ما دست از خدايان خود برنمىداريم به علت اينكه تو مىگويى دست برداريد. سوره هود، آيه ٥٣.