ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٨ - بحث روايتى رواياتى در مورد نهى از مسخره كردن يكديگر، بد زبانى و تنابز به القاب، غيبت و سوء ظن، در ذيل آيات مربوطه گذشته
ورزيده، ما اگر سلمان را به چاه پر آبى هم بفرستيم آن چاه خشك مىشود.
بعد خودشان نزد رسول خدا ٦ رفتند. حضرت فرمود: من اثر خوردن گوشت را در دهان شما مىبينم. عرضه داشتند: يا رسول اللَّه ما امروز اصلا لب به گوشت نزدهايم، فرمود: مدتى طولانى گوشت سلمان و اسامه را مىخورديد. آن گاه آيه نازل شد[١].
و در عيون به سند خود از محمد بن يحيى بن ابى عباد، از عمويش روايت كرده كه گفت: روزى از حضرت رضا (ع) شنيدم كه شعرى مىخواند، با اينكه ايشان خيلى كم شعر مىخواند و آن شعر اين بود:
|
كلنا نامل مدا فى الاجل |
و المنايا هن آفات الامل |
|
|
لا يغرنك أباطيل المنى |
و الزم القصد و دع عنك العلل |
|
|
انما الدنيا كظل زائل |
حل فيه راكب ثم رحل[٢] |
|
من پرسيدم: خدا عزت امير را زياد كند، اين شعر از كيست؟ فرمود از عراقى خودتان است. عرضه داشتم: من آن را از ابو العتاهيه[٣] شنيدهام كه براى خودش مىسرود. حضرت فرمود اسم اصليش را ببر، و هيچ وقت او را به اين كنيه ياد مكن.
كه خداى عز و جل مىفرمايد(وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ) و شايد- صاحب اين شعر از اين اسم خوشش نيايد[٤].
و در كافى به سند خود از حسين بن مختار از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: امير المؤمنين (صلوات اللَّه عليه) در يكى از كلماتش فرمود: همواره كار برادر مسلمانت را حمل بر صحت و بلكه بر بهترين وجهش كن، تا وقتى كه دليلى قطعى وظيفهات را تغيير دهد، و دلت را از او برگرداند. و هرگز كلمهاى را كه از برادر مسلمانت مىشنوى حمل بر بد مكن، ما دام كه مىتوانى محمل خيرى براى آن كلمه پيدا كنى[٥].
[١] نور الثقلين، ج ٥، ص ٩٥. به نقل از جوامع الجامع.
[٢] يعنى: همه ما اينطوريم كه وظائف روزمره خود را به اين اميد كه حالا وقت بسيار است تاخير مىاندازيم، و همين اميدها است كه آفت رسيدن به مقصد است. زنهار كه اميدهاى باطل فريبت ندهد، و همواره به سوى هدف بكوش، و بهانهها را كنار بگذار، براى اينكه عمر دنيا بسيار اندك و زودگذر است و مثل سايهاى زودگذر مىماند كه مسافرى لحظهاى در آن نياسايد، و سپس به راه خود ادامه دهد.
[٣] پدر سفاهت، يا كم عقلى.
[٤] عيون اخبار الرضا( ع)، ج، ص ١٧٥.
[٥] اصول كافى، ج ٢، ص ٢١٤.