ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٦ - توضيح معناى جمله لا تقدموا بين يدي الله و رسوله و بيان اينكه مفاد آن اين است كه هيچ حكمى را بر حكم خدا و رسول مقدم مداريد
مقام حكم است كه مؤمنين احكام اعتقادى و عملى خود را از آن مقام مىگيرند.
با اين تقريب روشن گرديد كه مراد از(لا تُقَدِّمُوا) هم اين است كه هيچ حكمى را بر حكم خدا و رسولش مقدم مداريد، حال يا مراد اين است كه قبل از گرفتن كلام و دستور خدا و رسول در باره حكم چيزى سخنى نگوييد، و يا قبل از گرفتن دستور خدا عملى را انجام ندهيد. ليكن از اينكه به دنبال كلام مىفرمايد: (إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)- خدا شنوا و داناست مثل اينكه برمىآيد مراد تقديم قول است، نه تقديم فعل و نه اعم از آن دو، كه هم شامل قول شود و هم فعل، و گر نه اگر مراد قول و فعل هر دو بود، مىفرمود: ان اللَّه سميع بصير خدا نوا و بينا است هم سخن شما را مىشنود، و هم عمل شما را مىبيند، هم چنان كه در بسيارى از موارد كه پاى فعل در كار است كلمه بصير را آورده، مثلا مىفرمايد:(وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)[١]. پس حاصل معناى آيه اين شد: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، در جايى كه خدا و رسول او حكمى دارند، شما حكم نكنيد- يعنى حكمى نكنيد مگر به حكم خدا و رسول او- و بايد كه همواره اين خصيصه در شما باشد، كه پيرو و گوش به فرمان خدا و رسول باشيد.
و ليكن از آنجايى كه هر فعل و ترك فعلى كه آدمى دارد، بدون حكم نمىتواند باشد.
و همچنين هر تصميم و ارادهاى كه نسبت به فعل و يا ترك فعلى دارد آن اراده نيز خالى از حكم نيست، در نتيجه مىتوان گفت كه مؤمن نه تنها در فعل و ترك فعلش بايد گوش به فرمان خدا باشد، بلكه در اراده و تصميمش هم بايد پيرو حكم خدا باشد. و نهى در آيه شريفه ما را نهى مىكند از اينكه هم به سخنى اقدام كنيم كه از خدا و رسول نشنيدهايم و هم به فعلى و يا ترك فعلى اقدام كنيم كه حكمش را از خدا و رسول نشنيدهايم، و هم نسبت به عملى اراده كنيم كه حكم آن اراده را از خدا و رسولش نشنيدهايم. در نتيجه آيه شريفه نظير و قريب المعنى با آيه(بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ)[٢] مىشود كه در باره اوصاف ملائكه مىفرمايد: از كلام خدا سبقت نمىگيرند، و همواره به امر او عمل مىكنند.
و اين اتباعى كه در جمله(لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ) بدان دعوت مىكند، همان داخل شدن در ولايت خدا، و وقوف در موقف عبوديت، و سير در آن مسير است، به طورى كه عبد در مرحله تشريع مشيت خود را تابع مشيت خدا كند، همانطور كه در مرحله تكوين مشيتش تابع
[١] خدا به آنچه مىكنيد بصير است. سوره حديد، آيه ٤.
[٢] سوره انبياء، آيه ٢٧.