ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤ - بيان آيه و قل آمنت بما أنزل الله من كتاب
لام در جمله فلذلك لام تعليل است. و بعضى گفتهاند لام به معناى الى است و معناى جمله اين است كه: پس به سوى همين دينى كه برايتان تشريع شده دعوت كن، و در ماموريت پايدارى نما.
كلمه و استقم امر از استقامت است كه به گفته راغب[١] به معناى ملازمت طريق مستقيم است، و جمله(وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ) به منزله تفسير كلمه(اسْتَقِمْ) است.
[بيان آيه:(وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ ...)]
(وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ)- در اين جمله مىفرمايد: بگو به تمامى كتابهايى كه خدا نازل كرده ايمان دارم. و در تصديق و ايمان به كتب آسمانى مساوات را اعلام كن. و معلوم است كه مراد از كتب آسمانى كتابهايى است كه مشتمل بر شريعتهاى الهى است.
(وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ)- بعضى[٢] از مفسرين گفتهاند: لام در جمله لاعدل لام زائد است كه تنها خاصيت تاكيد را دارد، نظير لام در لنسلم در جمله(وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ)[٣]. و معناى جمله مورد بحث اين است كه: و من مامور شدهام بين شما عدالت برقرار كنم، يعنى همه را به يك چشم ببينم، قوى را بر ضعيف و غنى را بر فقير و كبير را بر صغير مقدم ندارم، و سفيد را بر سياه و عرب را بر غير عرب و هاشمى را و يا قرشى را بر غير آنان برترى ندهم. پس در حقيقت دعوت متوجه به عموم مردم است و مردم همگى در برابر آن مساويند.
پس جمله(آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ) مساوى دانستن همه كتابهاى نازله است از حيث اينكه بايد همه ايمان آورند. و جمله(وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ) مساوى دانستن همه مردم است از حيث اينكه همه را بايد دعوت كرد، تا متوجه شرعى كه نازل شده بشوند.
بعضى[٤] ديگر از مفسرين گفتهاند: لام در جمله(لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ) لام تعليل است و معناى آن اين است: اين كه من مامور شدهام بدانچه مامور شدهام بدين جهت بوده كه بين شما عدالت برقرار كنم.
و نيز در باره عدالت بعضى[٥] گفتهاند: مراد از آن، عدالت در داورى است. بعضى ديگر[٦] گفتهاند: عدالت در حكم است. و بعضى[٧] ديگر معناى ديگرى كردهاند، ليكن همه
[١] مفردات راغب، ماده قوم .
[٢] روح المعانى، ج ٢٥، ص ٢٤.
[٣] و مامور شدهايم تسليم رب العالمين باشيم. سوره انعام، آيه ٧١.
[٤] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) روح المعانى، ج ٢٥، ص ٢٤.
[٥] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) روح المعانى، ج ٢٥، ص ٢٤.
[٦] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) روح المعانى، ج ٢٥، ص ٢٤.
[٧] ( ٤ و ٥ و ٦ و ٧) روح المعانى، ج ٢٥، ص ٢٤.