ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١١ - بحث روايتى(روايتى در ذيل جمله يد الله فوق أيديهم و روايتى در باره كيفيت بيعت)
است، و يعنى اى پيامبر اعتمادت به نصرت خدا باشد، نه به نصرت آنان.
ولى اين هم با مقام آيه جور نيست، براى اينكه مقام، مقام اعظام بيعت رسول خدا است، و اينكه بيعت مردم با آن جناب آن قدر مهم است كه گويى بيعت با خود خدا است، و اعتماد از نصرت خدا هر چند كار خوبى است، ليكن اجنبى از مقام آيه است.
بعضى[١] ديگر گفتهاند: مراد از كلمه يد عطيه و نعمت است، يعنى نعمت خدا بر مسلمين كه يا ثواب است و يا توفيق بيعت، فوق نعمت و خدمتى است كه آنها به تو كردهاند و با تو بيعت نمودند.
بعضى[٢] ديگر گفتهاند: نعمت خدا بر مردم كه هدايتشان كرده عظيمتر از خدمتى است كه آنها به تو كردند، و تو را اطاعت نمودند. و از اين قبيل توجيهها كه ما فايدهاى در بحث پيرامون آنها نمىبينيم.
بحث روايتى [ (روايتى در ذيل جمله:(يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ) و روايتى در باره كيفيت بيعت)]
در الدر المنثور است كه ابن عدى، ابن مردويه، خطيب و ابن عساكر در كتاب تاريخ خود از جابر بن عبد اللَّه روايت كردهاند كه گفت: وقتى آيه(وَ تُعَزِّرُوهُ) بر پيغمبر نازل شد، به اصحاب خود فرمود: مىدانيد يعنى چه؟ عرضه داشتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمود:
يعنى او را يارى مىكنيد[٣].
و در عيون الاخبار به سند خود از عبد اللَّه بن صالح هروى روايت كرده كه گفت: من به على بن موسى الرضا (ع) عرضه داشتم: يا بن رسول اللَّه! شما در باره اين حديث كه راويان حكايتش مىكنند كه مؤمنين خدا را از همان منزلهاى بهشتى خود زيارت مىكنند، چه مىفرمايى؟ فرمود: اى ابا صلت! خداى تعالى پيغمبر خود را از تمامى خلائق حتى از ملائكه و انبياء برترى داده، و طاعت او را طاعت خود خوانده، و بيعت با او را بيعت با خود خوانده، و زيارتش در دنيا و آخرت را زيارت خود خوانده و در باره اطاعتش فرموده:(مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ)، و در باره بيعتش فرموده:(إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ) و خود رسول خدا ٦ فرموده: هر كس مرا زيارت
[١] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٩٦- ٩٧.
[٢] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٩٦- ٩٧.
[٣] الدر المنثور، ج ٦، ص ٧١.