ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٩ - رواياتى راجع به اينكه در زمان پيامبر
و در كتاب توحيد به سندى كه به محمد بن عماره دارد از وى نقل كرده كه گفت: از امام صادق جعفر بن محمد (ع) پرسيدم: يا بن رسول اللَّه! مرا خبر ده بدانم آيا خدا هم راضى و خشمگين مىشود؟ فرمود: بله، ليكن نه آن طور كه مخلوقين مىشوند، بلكه غضب خدا عقاب او و رضايتش ثواب او است[١].
[رواياتى راجع به اينكه در زمان پيامبر ٦ دشمنى با على (ع) علامت نفاق بوده است]
و در مجمع البيان در ذيل جمله(وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ...) از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه گفته است:(لَحْنِ الْقَوْلِ) عبارت است از عداوتى كه با على بن ابى طالب داشتند. مىگويد: ما در زمان رسول خدا ٦ براى شناختن مؤمنين واقعى و منافقين اين محك را در دست داشتيم كه هر كس على را دوست مىداشت او را مؤمن مىدانستيم و هر كس دشمنش مىداشت مىفهميديم كه منافق است[٢].
صاحب مجمع البيان سپس مىگويد: نظير اين سخن از جابر بن عبد اللَّه انصارى نيز روايت شده. و باز مىگويد: از عبادة بن صامت روايت شده كه گفت: رسم ما اين بود كه فرزندان خود را با محبت به على بن ابى طالب مىآزموديم، اگر يكى از بچهها او را دوست نمىداشت، مىفهميديم رشد فكرى ندارد و واقع بين نيست[٣].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن مسعود روايت كرده كه گفت: ما منافقين را در عهد رسول خدا ٦ جز با محك دشمنى با على بن ابى طالب نمىشناختيم[٤].
و در امالى طوسى به سندى كه به على بن ابى طالب دارد از آن جناب روايت كرده كه: من چهار كلمه گفتهام كه خداى تعالى هم در كتابش گفته مرا تصديق فرموده: يكى اينكه من گفتهام: المرء مخبوء تحت لسانه فاذا تكلم ظهر- شخصيت انسان در زير زبانش پنهان است، و همين كه سخن بگويد ظاهر مىشود خداى تعالى هم در كلامش فرموده:
(وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ)[٥].
[١] نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٤ به نقل از توحيد.
[٢] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٠٦.
[٣] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٠٦.
[٤] الدر المنثور، ج ٦، ص ٦٦.
[٥] نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٤ به نقل از امالى شيخ طوسى.