ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢١ - اقوال مختلف در باره اينكه احقاف در كجا واقع است؟، و توضيح گفتگوى هود(ع) با قوم عاد
(خَلْفِهِ ... )
[اقوال مختلف در باره اينكه احقاف در كجا واقع است؟، و توضيح گفتگوى هود (ع) با قوم عاد]
كلمه اخا عاد- برادر عاد به معناى هر كسى است كه از طرف پدر به اين قوم نسبت داشته باشد. و منظور از اين برادر، هود پيغمبر (ع) است. و كلمه احقاف نام سرزمينى است كه قوم عاد در آن زندگى مىكردهاند، و آنچه يقين به نظر مىرسد اين است كه اين سرزمين در جنوب جزيرة العرب بوده، ولى امروز هيچ اثرى از آن قوم در آن باقى نمانده. و در اينكه در چه نقطه از جنوب واقع بوده اختلافست. بعضى[١] گفتهاند در بيابانى بوده بين عمان و مهرة. و بعضى[٢] گفتهاند ريگزارى است كه بين عمان و حضرموت واقع شده، بعضى[٣] ديگر گفتهاند ماسههاى لب درياى قريه شجره است، و شجره محلى است در سرزمين يمن. بعضى[٤] ديگر چيزهايى ديگر گفتهاند.
(وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ)- كلمه نذر جمع نذير است، و مراد از آن به طورى كه از سياق برمىآيد رسولان خدا است. و اما اينكه بعضى[٥] از مفسرين كلمه نذر را به معناى رسولان و علماء كه نائبان رسولانند گرفتهاند، تفسير درستى نيست.
مفسرين[٦] جمله(مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ) را به كسانى كه قبل از او بودند، و جمله(وَ مِنْ خَلْفِهِ) را به كسانى كه بعد از او آمدند تفسير كردهاند. البته عكس اين نيز ممكن است، و مىشود گفت مراد از(بَيْنِ يَدَيْهِ) بيم رسانان زمان او، و از من خلفه بيم رسانان قبل از او باشند. و بنا بر احتمال اول بهتر آن است كه بگوييم گذشتن بيم رسانان در (مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ) و در(مِنْ خَلْفِهِ) كنايه باشد از اينكه اين دو طائفه در زمان فترت و نبودن انبياء به سوى مردم آمدند و بيم رساندند.
(أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ)- اين جمله، كلمه انذار در جملات قبل را تفسير مىكند، و اشاره دارد به اينكه اساس دين آن جناب كه زير بناى تمامى جزئيات دينى او است توحيد بوده است.
(إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ)- اين جمله دعوت انبياء را به توحيد تعليل مىكند، و ظاهرا مراد از روز عظيم روز عذاب انقراض باشد، نه روز قيامت، به دليل اينكه به زودى مىفرمايد: (فَأْتِنا بِما تَعِدُنا)- اگر راست مىگويى وعيدى كه به ما مىدهى بياور و نيز مىفرمايد: (بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ)- اين همان عذابى است كه در بارهاش عجله مىكرديد . و بقيه الفاظ آيه روشن است.
[١] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٢٤.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٢٤.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٢٤.
[٤] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٢٤.
[٥] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٢٤.
[٦] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ٢٤.