ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٤ - بحث روايتى(رواياتى درباره شب قدر و تقدير امور در آن)
روايت كرده كه گفت: من از او از نيمه شعبان پرسيدم. گفت من در اين باره اطلاعى ندارم، و ليكن اين قدر مىدانم كه چون شب نوزدهم رمضان مىشود، ارزاق را تقسيم مىكنند و اجلها را مىنويسند، و سفر حجاج مقدر مىشود و خداى تعالى توجهى به بندگان خود نموده، آنان را مىآمرزد، مگر كسانى را كه مسكر مىنوشند.
و چون شب بيست و سوم رمضان مىشود، هر امر حكيم در آن تجزيه و تفريق مىگردد و آن گاه آن را امضاء كرده به دست او مىسپارند. من پرسيدم به دست چه كسى مىسپارند؟ گفت به دست صاحبتان. و اگر اين نبود صاحبتان از حوادث آينده خبرى نمىداشت[١].
و در الدر المنثور است كه محمد بن نصر، ابن منذر و ابن ابى حاتم، از ابن عباس روايت كردهاند كه در ذيل آيه(فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ) گفته: در شب قدر آنچه در آن سال بايد پيش بيايد نوشته مىشود، چه رزق، چه مرگ و زندگى، و چه آمدن و نيامدن باران، حتى اين هم نوشته مىشود كه چه كسانى موفق به حج مىشوند[٢].
مؤلف: در مورد مساله ليلة القدر، و آنچه كه خدا قضايش را در آن مىراند، و اينكه ليلة القدر چه شبى است، روايات بسيار زيادى هست كه عمده آنها در سوره قدر از نظر خواننده عزيز مىگذرد- ان شاء اللَّه تعالى.
[١] بصائر الدرجات، ص ٢٢٠.
[٢] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٥.