ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦ - بحث روايتى(رواياتى چند در مورد درخواست قرآنى ديگر توسط مشركين، مكر كردن با خدا، دار السلام و )
عكرمه پسر ابى جهل در روز فتح مكه از آن شهر فرار كرد، و خود را به ساحل دريا رسانيده، بر كشتى سوار شد، ولى كشتى دچار طوفان گرديد، عكرمه فريادش بلند شد كه اى لات و اى عزى مرا نجات دهيد. مردم كشتى گفتند: در چنين حالى صحيح نيست كه كسى غير خدا را به فريادرسى بخواند، بايد خدا را خواند، و آن هم با كمال خلوص. عكرمه گفت: به خدا سوگند اگر در دريا، اللَّه يكتا باشد در خشكى هم يكتا است، و در نتيجه همانجا مسلمان شد.[١] مؤلف: اين روايت به طرق بسيارى و با مضامين مختلفى نقل شده.
و در تفسير عياشى از منصور بن يونس از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: سه عمل نكوهيده است كه شرش به صاحبش برمىگردد، اول عهدشكنى، دوم بغى و سوم مكر كردن با خداى تعالى. و در باره بغى فرمود:(يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ)[٢] مؤلف: اين مطلب از انس از رسول خدا ٦ روايت شده، به اين مضمون كه فرمود: سه چيز است كه شر آن به صاحبش برمىگردد، يكى شكستن پيمان، ديگرى نيرنگ و سوم بغى، آن گاه رسول خدا ٦ اين آيات را تلاوت فرمودند:
(يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ) و(وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ)[٣] و(فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ)[٤]، اين روايت را سيوطى در الدر المنثور[٥] آورده.
و در الدر المنثور است كه ابو نعيم- در كتاب الحليه- از ابى جعفر محمد بن على روايت كرده كه گفت: هيچ عبادتى برتر از سؤال و خواهش از درگاه خدا نيست، و هيچ چيزى به جز دعا قضاء را بر نمىگرداند، و سريعترين كارهاى خير در اثر بخشيدن، احسان است، كه از هر كار خير ديگر ثوابش زودتر به صاحبش بر مىگردد، و سريعترين كارهاى زشت در اثر بخشيدن بغى است كه خيلى سريع عقوبتش به صاحبش مىرسد، و اين عيب براى يك انسان كافى است كه عيبهاى مردم را ببيند، و از ديدن عيبهاى خود كور شود، و اينكه مردم را به كارهايى امر و دعوت كند كه خودش استطاعت آن را ندارد، و اينكه همنشين خود را بدون جهت و به
[١] الدر المنثور، ط. بيروت، ج ٣، ص ٣٠٣.
[٢] تفسير عياشى، ط. اسلاميه، ج ٢، ص ١٢١.
[٣] و نيرنگ جز به اهلش برنمىگردد. سوره فاطر، آيه ٤٣
[٤] و هر كسى پيمان بشكند عليه خودش مىشكند. سوره فتح، آيه ١٠
[٥] الدر المنثور، ج ٣ ص ٣٠٣.