ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٣ - ٢ - بعثت صالح(ع)
نياورد،[١] طاغيان مستكبر و عامه مردم كه هميشه دنبالهرو طغيانند هم چنان بر كفر و عناد خود اصرار ورزيدند و مؤمنين به صالح را خوار شمردند و جناب صالح را به سفاهت و جادوگرى متهم ساختند.[٢] و از آن جناب دليل و شاهدى بر نبوتش خواسته و گفتند: آيتى معجزه بياور تا شاهدى بر صدق گفتارت در ادعاى رسالتت باشد، و از پيش خود اين معجزه را پيشنهاد كردند كه صالح براى آنان از شكم صخره سختى كه در كوه بود ماده شترى بيرون بياورد صالح (ع) نيز اين كار را كرد و ناقه مطابق آنچه آنها خواسته بودند از شكم كوه بيرون آمد و به آنان فرمود: خداى تعالى شما را امر فرموده كه از آب چشمه، خود يك روز استفاده كنيد و يك روز ديگر را به اين ناقه اختصاص دهيد تا آن حيوان از آن چشمه بنوشد، در حقيقت يك روز در ميان براى شما باشد و يك روز در ميان براى ناقه، و نيز دستور داده او را آزاد بگذاريد تا در زمين خدا هر جور كه مىخواهد بچرد و زنهار كه به او آسيب برسانيد كه اگر چنين كنيد عذابى دردناك و نزديك شما را خواهد گرفت[٣].
دعوت صالح و انكار ثمود مدتى ادامه يافت تا آنكه قوم ثمود طغيان را به اين حد رساندند كه نقشه كشتن ناقه را طرح كرده و شقىترين فرد خود را وادار كردند تا آن ناقه را به قتل برساند و به صالح گفتند: حالا اگر از راستگويان هستى آن عذابى كه ما را به آن تهديد مىكردى بياور، صالح در پاسخشان فرمود: تنها سه روز مهلت داريد كه در خانههايتان از زندگى برخوردار باشيد و اين وعدهاى است كه تكذيب پذير نيست[٤].
بعد از اين تهديد مردم شهر و قبائل آن نقشه از بين بردن صالح (ع) را طرح كردند و در بين خود سوگندها خوردند كه ما شب هنگام، بر سر او و خانوادهاش مىتازيم و همه را به قتل مىرسانيم و آن گاه به صاحب خون او مىگوييم ما هيچ اطلاعى از ماجراى كشته شدن او و خانوادهاش نداريم و ما به يقين راستگويانيم. آرى اين نقشه را طرح كردند و خداى تعالى نيز نقشهاى داشت كه آنها از آن خبر نداشتند،[٥] چيزى نگذشت كه صاعقه آنان را گرفت در حالى
[١] سوره اعراف، آيه ٧٥.
[٢] سوره اعراف، آيه ٦٦- سوره شعراء، آيه ١٥٣- سوره نمل، آيه ٤٧.
[٣] سوره اعراف، آيه ٧٢- سوره هود، آيه ٦٤- سوره شعراء، آيه ١٥٦.
[٤] سوره هود، آيه ٦٥.
[٥] سوره نمل، آيه ٥٠.