ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٩ - بحث روايتى(رواياتى متعددى در باره انطباق جمله أ فمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه بر رسول خدا
پس اعلام كرد كه رسول خدا ٦ داراى بينهاى از ناحيه پروردگار است، و پدرم آن كسى است كه پيرو او و شاهدى است از خود او ...[١].
مؤلف: كلام حسن بن على (ع) بهترين شاهد است بر آنچه ما در معناى آيه آورديم، و گفتيم كه منظور حسن بن على (ع) از شاهد بودن پدر بزرگوارش از باب انطباق است.
و در بصائر الدرجات با ذكر سند از اصبغ بن نباته روايت آورده كه گفت: امير المؤمنين (ع) فرمود: اگر مىگذاشتند زمام حكومت را به دست بگيرم، در بين اهل تورات با توراتشان و در بين اهل انجيل با انجيلشان و در بين اهل قرآن با قرآنشان حكم مىكردم، حكمى كه با درخشندگى به سوى خدا بالا برود. به خدا سوگند هيچ آيهاى از كتاب خدا در شب و يا در روز نازل نشده مگر آنكه مىدانم در حق چه كسى نازل شده و هيچ انسانى نيست كه سرش با تيغ تراشيده شده[٢] مگر آنكه آيهاى از كتاب خدا در بارهاش نازل شده كه يا او را به سوى بهشت سوق مىدهد و يا به سوى آتش.
وقتى سخن امام بدينجا رسيد مردى برخاست و عرضه داشت: يا امير المؤمنين! آن كدام آيه قرآن است كه در حق خودت نازل شده؟ فرمود آيا اين قول خداى تعالى را نشنيدهاى كه مىفرمايد:(أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ)، پس رسول اللَّه ٦ بر بينهاى از پروردگارش بود، و من شاهدى براى او و از خود اويم.[٣] مؤلف: اين معنا را مفيد، نيز در امالى خود[٤] با ذكر سند نقل كرده. و در كشف الغمه[٥] بدون ذكر سند از عباد بن عبد اللَّه اسدى از آن حضرت ٦ نقل كرده. عياشى نيز در تفسيرش[٦] بدون ذكر سند از جابر از عبد اللَّه بن يحيى از آن حضرت روايت كرده. و همچنين ابن شهرآشوب[٧] از طبرى و او به سند خود از جابر بن عبد اللَّه از آن جناب، و همچنين از اصبغ و از زين العابدين و امام باقر و امام صادق (ع) از آن جناب ٦ نقل كرده
[١] امالى شيخ صدوق.
[٢] منظور از اين تعبير صرف عموميت دادن است. مترجم
[٣] بصائر الدرجات، ص ١٥٢.
[٤] امالى مفيد، ص ٨٦.
[٥] كشف الغمة، ج ١، ص ٣١٥.
[٦] تفسير عياشى، ج ٢، ص ١٤٢.
[٧] مناقب، ابن شهر آشوب، ج ٣، ص ٨٥.