ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٧ - قرآن چيز نوظهورى نيست و پيش از آن، كتاب موسى(ع) نازل شده، كتابى كه امام و رحمت بود
مورد بحث، زيرا اولا در اين آيات نيز قرآن را بينهاى الهى و يا امرى خوانده كه بينهاى الهى بر صحت آن اقامه شده است، و ثانيا مساله شهادت را آورده. چيزى كه هست در اين آيات شاهد بر افرادى از بنى اسرائيل دانسته كه چون قرآن را كتاب آسمانى تشخيص داده به آن ايمان آورده و با ذكر اين شهادت حقانيت قرآن را تاييد كردند، و ثالثا مانند آيه مورد بحث فرموده: قرآن چيز نوظهورى نيست، بلكه قبل از آن نيز كتابى مشتمل بر چنين معارف و شرايعى از آسمان نازل شده بود، و آن كتاب موسى بود، كه امام و رحمت بود، امام بود چون بنى اسرائيل به آن اقتداء مىكردند، و رحمت بود چون به وسيله آن هدايت مىشدند. طريقهاى بود كه درستى راهنمايىهايش تجربه شده بود. قرآن نيز كتابى است مثل آن كتاب و مصدق آن، كتابى است مانند آن كه از ناحيه خداى تعالى و به منظور انذار ستمگران و بشارت دادن به نيكوكاران نازل شده.
از اينجا اين معنا نيز روشن مىگردد كه كلمه اماما و كلمه رحمة حال است از كتاب موسى، نه از جمله: شاهد منه كه بعضى از مفسرين پنداشتهاند.
(أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ) مشار اليه به كلمه اولئك: آنان بنا بر معنايى كه قبلا براى صدر آيه كرديم، همان كسانىاند كه در جمله(أَ فَمَنْ كانَ ...) فرمود داراى بينهاى از ناحيه پروردگارشان هستند، و اما اين احتمال كه مشار اليه مؤمنين باشند چون سياق بر آن دلالت دارد، احتمالى است دور از فهم.
و همچنين ضمير در كلمه به به قرآن بر مىگردد، از اين جهت كه قرآن بينهاى از ناحيه خداى تعالى است، و يا امرى است كه بينه بر آن اقامه شده است. و اما اين احتمال كه به رسول خدا ٦ برگردد احتمالى است كه با آن معنايى كه ما براى آيه كرديم سازش ندارد، براى اينكه صدر آيه بيانگر حال رسول خدا ٦ به نحو عموم بود تا بتواند در آخر نتيجهگيرى نموده به شخص آن جناب خطاب كند كه:(فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ)، كانه فرموده:
تو داراى بينهاى چنين و چنانى و با تو شاهدى است و قبل از تو موسى بود، و كسى كه چنين وضعى دارد البته به آنچه از كتاب خدا به او وحى شده ايمان مىآورد، و معنا ندارد بفرمايد: و كسى كه چنين وضعى دارد به تو ايمان مىآورد. و گفتار در ضميرى كه در جمله(وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ) است همان گفتارى است كه در باره ضمير در جمله يؤمنون به آورديم.
و أمر اين آيه و احتمالهايى كه در الفاظ و ضماير آن هست امر عجيبى است كه اگر احتمالات مربوط به الفاظ آن را در احتمالهاى مربوط به ضماير آن ضرب كنيم، حاصل ضرب، هزاران احتمال مىشود كه بعضى از آنها صحيح و بعضى ديگر ناصحيح است.